ترجمه کتاب الغیبة صفحه 41

صفحه 41

در مورد ظهور امام‌علیه السلام و تمکین ما نسبت به ایشان نیز به همین ترتیب است. در نتیجه عدم تمکین و فرمانبرداری نکردن ما مردم سبب شده است تا در این حال امام ظاهر نباشد، نه این که وجود نداشته باشد. چرا که اگر ما نسبت به ایشان تمکین و فرمانبرداری را پیش می‌گرفتیم حضرت شان ظهور می‌کردند.

قلنا: هذا کلام من یظنّ أنّه یجب علینا تمکینه إذا ظهر ولا یجب علینا ذلک فی کلّ حال، ورضینا بالمثال الّذی ذکره، لأنّه تعالی لو أوجب علینا الاستقاء فی الحال لوجب أن یکون الحبل حاصلاً فی الحال لأنّ به تزاح العلّة، لکن إذا قال: متی دنوتم من البئر خلقت لکم الحبل إنّما هو مکلّف للدنوّ لا للاستقاء فیکفی القدرة علی الدنوّ فی هذه الحال، لأنّه لیس بمکلّف للاستقاء منها، فإذا دنا من البئر صار حینئذ مکلّفاً للاستقاء، فیجب عند ذلک أن یخلق له الحبل، فنظیر ذلک أن لا یجب علینا فی کلّ حال طاعة الإمام وتمکینه

پاسخ

این [نحوه مثال زدن نشان می‌دهد که این ادّعا و سخن] کلام کسی است که خیال کرده فرمانبرداری و اطاعت از امام فقط در زمان ظهور امام بر ما واجب است نه در همه حالات [از جمله در حال غیبت].

البته ما با مثالی که ذکر کرده، موافق هستیم [مثال خوبی برای اثبات حقانیت اعتقاد به امام غایب است] امّا با این حال به خود او اشکال می‌کنیم که اگر خداوند آب کشیدن از چاه را برای ما واجب می‌کرد می‌بایست که ریسمان حتماً وجود داشته باشد چرا که مانع آب کشیدن، به وسیله همین ریسمان مرتفع می‌شود، امّا وقتی که خداوند متعال بفرماید: هر وقت به نزدیکی چاه بروید ریسمان را برای شما خلق می‌کنم، در این صورت تکلیف متوجّه نزدیک شدن به چاه است نه آب کشیدن، پس در این صورت توان نزدیک شدن به چاه کفایت می‌کند. بنابراین مکلف، مأمور به آب کشیدن از چاه نیست بلکه (فعلاً مکلف به نزدیک شدن است و) هر زمانی که به چاه نزدیک شد آن وقت موظف به آب کشیدن می‌شود. و در این مرحله خداوند [مطابق وعده‌ای که داده] باید ریسمان را خلق کند.

این مثال را نظیر این مسأله قرار داده که بگوییم در هر حالی اطاعت از امام و تمکین نسبت به ایشان بر ما واجب نباشد. در این صورت وجود او هم واجب نخواهد بود. [به این معنا که در حال حاضر که امام غایب است و دسترسی به ایشان عادتاً مقدور نیست، فلا یجب عند ذلک وجوده، فلمّا کانت طاعته واجبة فی الحال ولم نقف علی شرطه ولا وقت منتظر وجب أن یکون موجوداً لتزاح العلة فی التکلیف ویحسن.

والجواب: عن مثال السیّد مع غلامه مثل ذلک لأنّه إنّما کلّفه الدنوّ منه لا الشراء، فإذا دنا منه وکلّفه الشراء وجب علیه إعطاء الثمن.

ولهذا قلنا: إنّ اللَّه تعالی کلّف من یأتی إلی یوم القیامة ولا یجب أن یکونوا موجودین مزاحی العلّة لأنّه لم یکلّفهم الآن، فإذا أوجدهم وأزاح علّتهم فی التکلیف بالقدرة والآلة ونصب الأدلّة حینئذ تناولهم التکلیف، فسقط بذلک هذه المغالطة.

پیروی از امام واجب نیست؛ یعنی در صورتی که پیروی و اطاعت از او واجب نبود، وجودش هم واجب نخواهد بود.] پس اگر فرمانبرداری از امام آن هم در حالی که ما به شرط اطاعت و وقت ظهور ایشان آگاهی نداشته باشیم واجب بوده باشد، لاجرم وجود او هم لازم و واجب خواهد بود که مانع تکلیف را از بین ببرد و نتیجتاً تکلیف [به اطاعت از ایشان]صحیح و درست بشود.

و امّا جواب از مثال مولا و نوکرش، نظیر همان جواب مثال قبلی است، چرا که مولا غلام را به نزدیک شدن به خود مکلّف کرد، نه خرید و فروش. پس هر وقت نوکر به آقایش نزدیک شد و مولا او را به خرید مکلف کرد، بر مولا واجب است که پول در اختیارش بگذارد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه