ترجمه کتاب الغیبة صفحه 448

صفحه 448

بیان این‌که ابوجعفر محمّد بن عثمان بن سعید عمریّ، ابوالقاسم حسین بن روح رحمه الله را به امر امام‌علیه السلام جانشین خود کرد.

43 / 335 - ابو علی احمد بن جعفر بن بزوفری رحمه الله گفته است: ابوعبداللَّه جعفر بن محمّد مدائنی معروف به ابن قزدا در محل مقابر قریش [کاظمین فعلی] به من گفت: هر وقت که اموالی را به خدمت شیخ ابوجعفر محمّد بن عثمان عمریّ می‌بردم، عادتم این بود که به ایشان چیزی را می‌گفتم که احدی مثل کلام من را نگفته بود و آن این‌که می‌گفتم: این مال فلان مبلغ است و برای امام‌علیه السلام است، او هم به من می‌گفت: بله، درست است بگذار و برگرد. بعد به ایشان می‌گفتم: شما به من بگویید آیا این اموال برای امام است؟ و ایشان می‌گفتند: بله، اموال برای امام است، بعد اموال را می‌گرفتند.

فصرت إلیه آخر عهدی به‌قدس سره ومعی أربعمائة دینار، فقلت له علی رسمی، فقال لی: امض بها إلی الحسین بن روح فتوقّفت، فقلت: تقبضها أنت منّی علی الرّسم؟ فردّ علیّ کالمنکر لقولی وقال: قم عافاک اللَّه فادفعها إلی الحسین بن روح.

فلمّا رأیت (فی) وجهه غضباً خرجت ورکبت دابّتی، فلمّا بلغت بعض الطریق رجعت کالشاکّ فدقّقت الباب، فخرج إلیّ الخادم فقال: من هذا؟ فقلت: أنا فلان، فاستأذن لی فراجعنی وهو منکر لقولی ورجوعی فقلت له: أدخل فاستأذن لی فإنّه لا بدّ من لقائه، فدخل فعرّفه خبر رجوعی وکان قد دخل إلی دار النساء فخرج وجلس علی سریر ورجلاه فی الأرض [وفیهما نعلان یصف حسنهما وحسن رجلیه.

آخرین مرتبه‌ای که به خدمت ایشان رسیدم، چهارصد دینار همراه من بود، مطابق رسمم با او صحبت کردم، امّا او به من گفت: اموال را برای حسین بن روح ببر. من خودداری کرده و گفتم: شما اموال را مطابق عادت همیشه از من بگیرید. ایشان کلام مرا نپذیرفت و مثل کسی که انکار کند، گفت: برخیز! خداوند به تو عافیت عنایت فرماید، اموال را به دست حسین بن روح برسان.

وقتی که نشانه ناراحتی و غضب را در چهره ایشان ملاحظه کردم، از محضرش خارج شدم و سوار مرکبم شدم. مقداری از راه را رفته بودم که مثل افرادی که شکّ و تردید دارند برگشتم و دق الباب کردم، خادم بیرون آمد و گفت: کیست؟ گفتم من فلان [جعفر بن محمّد مدائنی هستم، برای من اجازه بگیر تا وارد بشوم. خادم حرف مرا باور نکرد [چون تازه خارج شده بودم و او شکّ کرده بود، دوباره پرسید: کیست؟] گفتم: شما وارد شو و برای من اجازه بگیر، چون حتماً باید او را ببینم، خادم وارد شد و برگشتن مرا به اطلاع او که در اندرونی منزل بود رساند، از اندرونی خارج شده و روی سریر یا تختی که داشت به گونه‌ای نشست که پاهایش روی زمین بود و نعلین عربی پوشیده بود که حاکی از خوبی و زیبایی نعلین و پاهای ایشان بود.

فقال لی: ما الّذی جرّأک علی الرجوع ولم لم تمتثل ما قلته لک؟ فقلت: لم أجسر علی ما رسمته لی، فقال لی وهو مغضب: قم عافاک اللَّه فقد أقمت أباالقاسم حسین بن روح مقامی ونصبته منصبی فقلت: بأمر الإمام فقال: قم عافاک اللَّه کما أقول لک، فلم یکن عندی غیر المبادرة.

فصرت إلی أبی القاسم بن روح وهو فی دار ضیّقة فعرّفته ما جری فسرّ به وشکر اللَّه - عزّوجلّ - ودفعت إلیه الدنانیر وما زلت أحمل إلیه ما یحصل فی یدی بعد ذلک (من الدنانیر).

336 - (قال): وسمعت أباالحسن علیّ بن بلال بن معاویة المهلبی یقول فی حیاة جعفر بن

ایشان خطاب به من گفتند: چه چیزی تو را جرأت داده که امر من و آنچه که به تو گفتم را گوش نکنی و برگردی؟ گفتم: نسبت به آنچه که معیّن کردید جسارتی نکرده‌ام. در حالی که عصبانی بود به من گفت: خدا به تو عافیت بدهد، بلند شو و برو، من ابوالقاسم حسین بن روح را جانشین خودم کرده، او را به منصب نیابت پس از خودم منصوب کرده‌ام. گفتم: این کار را به امر امام‌علیه السلام انجام داده‌اید؟ گفت: برخیز خداوند به تو عافیت بدهد، همان طور است که برای تو گفتم. دیدم راهی جز رفتن ندارم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه