ترجمه کتاب الغیبة صفحه 45

صفحه 45

می‌گوییم: خداوند تبارک و تعالی به وسیله پیامبر اکرم و اهل بیت‌علیهم السلام امام زمان‌علیه السلام را به ما معرفی فرموده [و نسبت به مصلحت وجود ایشان آگاهی داده‌اند]و اطاعت از ایشان را بر ما واجب کرده است. حالا اگر آن حضرت برای ما ظاهر نیست [و به ایشان دسترسی نداریم] از ناحیه خودمان بوده و مقصریم، پس هر دو موضع مساوی اند.

وأمّا الّذی یدلّ علی الأصل الثانی‌

وهو أنّ من شأن الإمام أن یکون مقطوعاً علی عصمته، فهو أنّ العلّة التی لأجلها احتجنا إلی الإمام ارتفاع العصمة، بدلالة أنّ الخلق متی کانوا معصومین لم یحتاجوا إلی إمام وإذا خلوا من کونهم معصومین احتاجوا إلیه، علمنا عند ذلک أنّ علّة الحاجة هی ارتفاع العصمة، کما نقوله فی علة حاجة الفعل إلی فاعل أنّها الحدوث، بدلالة أنّ ما یصحّ حدوثه یحتاج إلی فاعل فی حدوثه، وما لا یصحّ حدوثه یستغنی عن الفاعل، و حکمنا بذلک أنّ کلّ محدث یحتاج إلی محدث، فبمثل ذلک یجب الحکم بحاجة کلّ من لیس بمعصوم إلی إمام وإلّا انتقضت العلّة، فلو کان الإمام غیر معصوم

اصل دوم: «عصمت امام»

و امّا آنچه که بر اصل دوم دلالت دارد این است که شأن و جایگاه امام‌علیه السلام اقتضا می‌کند که نسبت به عصمت ایشان قطع و یقین حاصل شده باشد، و علّتی که موجب می‌شود ما به عصمت امام احتجاج کنیم این است که ما معصوم نیستیم، چرا که اگر همه مردم معصوم می‌بودند دیگر احتیاجی به امام نبود. امّا وقتی که مردم معصوم نباشند [که نیستند] پس محتاج به امام معصوم هستند و لذا یقین می‌کنیم که علّت نیاز مردم به امام معصوم این است که خودشان معصوم نیستند. مثل آنچه که در علّت نیاز فعل به فاعل می‌گوییم: علّت آن، حدوث و به وجود آمدن فعل است. به دلیل این که هر چیزی که به وجود آمدنش صحیح باشد، محتاج و نیازمند به فاعلی است که آن را به وجود آورد و آنچه که حدوثش صحیح نیست بی‌نیاز از فاعل است، به این ترتیب حکم می‌کنیم که هر به وجود آمده‌ای نیازمند به وجود آورنده ای است. پس مثل همین مسأله حکم می‌کنیم به لزوم این‌که هر کسی که معصوم نیست نیاز به امام دارد، در غیر این صورت حکم علّیت نقض می‌شود.

حال اگر امام هم غیر معصوم باشد علّت نیاز به امام معصوم شامل او هم می‌شود و او نیز محتاج امام دیگر است.

لکانت علّة الحاجة فیه قائمة واحتاج إلی إمام آخر، والکلام فی إمامه کالکلام فیه، فیؤدّی إلی إیجاب أئمّة لا نهایة لهم أو الانتهاء إلی معصوم وهو المراد.

وهذه الطریقة قد أحکمناها فی کتبنا فلا نطوّل بالأسئلة علیها لأنّ الغرض بهذا الکتاب غیر ذلک، وفی هذا القدر کفایة.

بنابراین کلام در مورد امام او هم عین کلام در مورد خود اوست؛ یعنی این امام هم اگر معصوم نباشد به امام نیازمند است و این امر منجر به وجود بی‌نهایت امام می‌شود مگر این‌که منتهی به یک امام معصوم بشود که مقصود ما هم همین است.

البته در این مورد در کتب دیگرمان توضیح داده‌ایم، لذا در اینجا بحث را طولانی نمی‌کنیم چرا که غرض ما در این کتاب غیر از این بحث است [یعنی بحث اصلی ما در غیبت است نه عصمت] و همین قدر کفایت می‌کند.(15)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه