ترجمه کتاب الغیبة صفحه 462

صفحه 462

در این باره دو حدیث هست: یکی این که «هرگاه در نماز از حالتی به حالتی دیگر منتقل می‌شود، باید تکبیر بگوید» و امّا حدیث دیگر این‌که «هرگاه سرش را از سجده دوم برداشت و تکبیر گفت و نشست و بعد برخاست، در قیام بعد از قعود عَلَیْهِ لِلْقِیامِ بَعْدَ القُعُودِ تَکْبِیرٌ وَکَذلِکَ التَّشَهُدُ الأَوَّلِ یَجْرِی هذَا الْمَجْری وَبِأَیِّهِما أَخَذْتَ مِنْ جَهَةِ التَّسْلِیمِ کانَ صَواباً.

وعن الفص الخماهن هل تجوز فیه الصلاة إذا کان فی إصبعه؟

الجواب: فِیهِ کِراهَةٌ أَنْ یُصَلِّیَ فِیهِ وَفِیهِ إِطْلاقٌ وَالْعَمَلُ عَلَی الْکراهِیَّةِ.

وعن رجل اشتری هدیاً لرجل غائب عنه، وسأله أن ینحر عنه هدیاً بمنی، فلمّا أراد نحر

[نشستن]تکبیر گفتن لازم نیست.» در تشهد اوّل نیز به همین ترتیب، عمل را انجام دهد، به هر حال به هر کدام از این دو حدیث عمل کند، درست است.

امّا سؤال در مورد شخصی که در حال نماز انگشتری در دست دارد که نگین آن حدید(210) است، آیا نمازش صحیح است یا خیر؟

پاسخ

[دراین مورد نیز دو روایت است] اوّل این‌که نماز خواندن با آن کراهت دارد، ولی حدیث دوم اطلاق دارد [یعنی نهی در این باره به ما نرسیده است]لکن به روایت کراهت عمل شود.(211)

و از مردی که شتری به عنوان هَدْی [قربانی حج] برای شخص دیگری که در مراسم حج نبوده خریداری کرده، و آن مرد از او خواسته که شتر را در منی قربانی کند، او هم الهدی نسی اسم الرجل ونحر الهدی، ثمّ ذکره بعد ذلک أ یجزی عن الرجل أم لا؟

الجواب: لا بَأْسَ بِذلِکَ وَقَدْ أَجْزَأَ عَنْ صاحِبِهِ.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه