- مقدمه مترجم 1
- مقدمه ناشر 1
- تولد تا هجرت به بغداد 2
- بغداد 3
- ورود شیخ طوسی به بغداد و زعامت شیخ مفید 4
- رحلت شیخ مفید و زعامت سیّد مرتضی 4
- حوادث تلخ بغداد 5
- رحلت سیّد مرتضی و زعامت شیخ طوسی 5
- هجرت شیخ به نجف 6
- شاگردان شیخ طوسی 7
- آثار قلمی شیخ 9
- فهرست موضوعی کتابهای شیخ 10
- چند سطری درباره کتاب حاضر 16
- چند نکته پیرامون این ترجمه 17
- مقدمه مؤلف 19
- فصل اوّل: بحث در غیبت امام زمانعلیه السلام 20
- بحث در غیبت امام زمان «ع» 21
- طریق اول 21
- طریق دوم 22
- اصل اوّل: «وجوب و لزوم امامت» 24
- اشکالات مخالفان امامت 25
- اشکال اول 25
- اشکال دوم 26
- اشکال سوم 26
- اشکال 27
- سؤال 27
- جواب اشکال اول 27
- پاسخ 27
- پاسخ 28
- جواب اشکال دوم 29
- جواب اشکال سوم 30
- قلناالّذی نقوله أنّ وجود الإمام المنبسط الید إذا ثبت أنّه لطف لنا علی ما دلّلنا علیه ولم یکن إیجاده فی مقدورنا لم یحسن أن نکلّف إیجاده لأنّه تکلیف ما لا یطاق، وبسط یده وتقویة سلطانه قد یکون فی مقدورنا وفی مقدور اللَّه، فإذا لم یفعل اللَّه تعالی علمنا أنّه غیر واجب علیه وأنّه واجب علینا، لأنّه لا بد من أن یکون منبسط الید لیتمّ الغرض بالتکلیف، وبیّنا بذلک أنّ بسط یده لو کان من فعله تعالی لقهر الخلق علیه، والحیلولة بینه وبین أعدائه وتقویة أمره بالملائکة رُبما أدّی إلی سقوط الغرض بالتکلیف، وحصول الإلجاء، فإذاً یجب علینا بسط یده علی کلّ حال وإذا لم نفعله أتینا من قبل نفوسنا. 34
- اشکال 34
- پاسخ 35
- اشکال 36
- اشکال 36
- پاسخ 36
- پاسخ 37
- پاسخ 38
- اشکال 38
- اشکال 39
- پاسخ 39
- سؤال 40
- پاسخ 41
- وأمّا الّذی یدلّ علی الأصل الثانی 45
- اصل دوم: «عصمت امام» 45
- اصل سوم: خارج نبودن حقّ از میان امّت اسلامی 46
- اشاره 47
- دلیل اول 47
- ادله فساد اعتقاد کیسانیه ادله فساد اعتقاد کیسانیه 47
- شهادت حجرالاسود(17) به امامت امام سجادعلیه السلام 48
- شهادت حجرالاسود(16) به امامت امام سجادعلیه السلام 48
- دلیل دوم 49
- دلیل سوم 49
- دلیل چهارم 49
- سؤال 50
- پاسخ 50
- اشکال 50
- پاسخ 51
- ردّ اعتقاد ناووسیه 52
- ردّ اعتقاد واقفیه 52
- اخبار شهادت امام کاظمعلیه السلام 53
- تصریح امام کاظم بر امامت امام رضاعلیهما السلام 63
- ادله امامت امام کاظمعلیه السلام و ردّ نظر واقفیه 73
- سؤال 73
- پاسخ 73
- امّا آنچه که واقفیه روایت کردهاند: 74
- توضیح خبر 75
- توضیح خبر 77
- توضیح خبر 79
- توضیح خبر 80
- توضیح خبر 81
- توضیح خبر 82
- توضیح خبر 83
- توضیح خبر 85
- توضیح خبر 86
- توضیح خبر 88
- توضیح خبر 89
- توضیح خبر 90
- توضیح خبر 91
- توضیح خبر 92
- توضیح خبر 93
- توضیح خبر 94
- توضیح خبر 94
- توضیح خبر 95
- توضیح خبر 96
- توضیح خبر 96
- توضیح خبر 97
- توضیح خبر 98
- توضیح خبر 99
- توضیح خبر 100
- توضیح خبر 101
- توضیح خبر 101
- توضیح خبر 102
- توضیح خبر 103
- توضیح خبر 104
- توضیح خبر 105
- توضیح دو خبر 106
- توضیح خبر 107
- توضیح خبر 108
- توضیح خبر 109
- توضیح خبر 109
- توضیح خبر 110
- عوامل پیدایش واقفیه 111
- روایاتی که در طعن راویان واقفه آمده است 116
- بیان بعضی از معجزات امام علی بن موسی الرضاعلیه السلام 122
- ایجاد شبهه توسط مخالفان در مورد ولادت امام زمانعلیه السلام 129
- شبهه 129
- جواب شبهه 130
- شبهه 132
- جواب شبهه 133
- رد سایر فرقههایی که قائل به امامت غیر ولی عصرعلیه السلام هستند 136
- فلسفه و حکمت غیبت 140
- فلسفه و حکمت غیبت 140
- اشکال 141
- پاسخ 142
- امّا نوع اول 147
- امّا نوع دوم 147
- پاسخ 150
- اشکال 151
- پاسخ 152
- اشکال 153
- پاسخ 153
- وضعیت اجرای حدود الهی در زمان غیبت 154
- پاسخ 154
- سؤال 154
- پاسخ به این دو ادّعا 156
- سؤال 157
- چگونگی تشخیص اعتقاد حقّ در زمان غیبت 157
- پاسخ 158
- سؤال 159
- پاسخ 160
- نظر سیّد مرتضی 160
- علت غیبت حضرت از شیعیان و دوستداران 161
- علت غیبت حضرت از شیعیان و دوستداران 161
- جواب میگوییم 164
- اگر گفته شود 164
- اشکال 165
- پاسخ 166
- اشکال 167
- پاسخ 167
- نظر مرحوم سیّد مرتضی 168
- اشکال 168
- پاسخ 168
- «مخفی بودن ولادت حضرت صاحب الزمان امری غیر عادی نبوده است» 170
- اشکال 172
- پاسخ 172
- «مخفی بودن مکان امام زمانعلیه السلام» 173
- اشکال 173
- پاسخ 174
- «چند مثال» 175
- «غیبت حضرت یوسفعلیه السلام» 176
- «غیبت حضرت موسیعلیه السلام» 176
- «غیبت حضرت یونسعلیه السلام» 176
- «غیبت صاحب حمار» 177
- «غیبت اصحاب کهف» 177
- اخبار معمّرین [کهن سالان] 178
- اشکال 178
- وجه اول 179
- پاسخ 179
- اخبار کهنسالان عرب و عجم که در کتب تاریخ از آنها یاد شده است. 180
- «لقمان بن عاد» 181
- «ربیع بن ضبع» 183
- «مستوغر بن ربیعه» 185
- «اکثم بن صیفی» 185
- «محصن بن غسان» 188
- «درید بن صمة» 188
- «حارث بن مضاض جرهمی» 190
- «عمرو بن حممّه دوسیّ» 190
- «عبد المسیح بن بُقیله غسّانی» 191
- «نابغة جعدی» 193
- «ابوطمحان قینیّ» 195
- «زهیر بن جناب» 196
- «ذو الاصبع عدوانی» 196
- «دوید بن نهد» 197
- «حارث بن کعب» 198
- «کهنسالان فارس و عجم» 200
- «عمرو بن عامر مزیقیا» 201
- «یعرب بن قحطان» 201
- «عمرو بن لُحیّ» 202
- «جلهمة بن أدد» 202
- «دلیل دیگر بر امامت حضرت صاحب الزمانعلیه السلام» 206
- «روایات عامه در اینکه ائمّهعلیهم السلام دوازده نفرند» 207
- «روایات خاصه [شیعه] در اینکه امامان، دوازده نفر هستند» 212
- متن لوح فاطمهعلیها السلام متن لوح فاطمهعلیها السلام 217
- اشاره 217
- جواب اشکال 233
- اشکال 233
- «روایات ائمّه در مورد غیبت امام زمانعلیه السلام» 234
- اشکال 247
- پاسخ 248
- مهدیعلیه السلام از فرزندان علی و فاطمهعلیهما السلام 255
- مهدیعلیه السلام از اولاد و نسل امام حسینعلیه السلام 257
- بطلان قول کسانی که معتقدند مهدی کسی غیر از 260
- پاسخ 260
- اشاره 260
- اشکال 260
- ابطال قول کسانی که بر امام صادقعلیه السلام توقف کرده 266
- واقفیه و بطلان اعتقادشان 269
- ابطال قول محمدیه 269
- امامت امام حسن عسکریعلیه السلام 270
- فوت سیّد محمّد در زمان حیات پدرش امام هادیعلیه السلام 271
- معجزات امام حسن عسکریعلیه السلام 274
- ردّ کسانی که معتقدند امام حسن عسکریعلیه السلام از دنیا نرفته و همان مهدی است. 289
- ردّ کسانی که میگویند امام حسن عسکریعلیه السلام پس از مرگ زنده میشود 291
- ردّ کسانی که معتقد به فترت پس از شهادت امام حسن عسکریعلیه السلام شدهاند 293
- ردّ کسانی که بعد از امام حسن عسکریعلیه السلام به امامت جعفر بن علی 294
- ردّ کسانی که گفتهاند امام حسن عسکریعلیه السلام فرزند نداشت 295
- رد امامت جعفر بن علی [جعفر کذاب] و اثبات اینکه امامت پس از حسن و حسین «در دو برابر هرگز جمع نمیشود» 299
- ردّ کسانی که گفتهاند پس از امامت امام حسنعلیه السلام، امامت منقطع شده است. 299
- «امّا در اینکه جعفر بن علی معصوم نبوده» 300
- تذکّر 302
- ردّ کسانی که به سیزده امام اعتقاد داشتهاند 302
- فصل اوّل: بحث در غیبت امام زمانعلیه السلام 303
- زمان ظهور و خروج حضرتعلیه السلام 306
- اخباری که ظاهراً با اخبار بالا منافات دارند 308
- اخباری که ظاهراً با اخبار بالا منافات دارند 308
- توجیه این اخبار 310
- توضیح و توجیه این اخبار 312
- پاسخ 313
- اشکال 313
- فصل دوم: اثبات ولادت حضرت صاحب الزمانعلیه السلام 314
- اثبات ولادت حضرت صاحب الزمان «ع» 314
- فصل سوم: اخبار کسانی که صاحب الزمانعلیه السلام را زیارت کردهاند 339
- اخبار کسانی که صاحب الزمان «ع» را زیارت کردهاند 340
- «متن نسخه دفتری که از ناحیه حضرت صادر شده است» 362
- معجزات حضرت در زمان غیبت 367
- فصل چهارم: در معجزات صاحب الزمانعلیه السلام در زمان غیبت 367
- توقیعات وارده از حضرت صاحب الزمانعلیه السلام 370
- فصل پنجم: عواملی که مانع از ظهور صاحب الامرعلیه السلام شده است 406
- اشکال 407
- علّتی که مانع از ظهور صاحب الامر «ع» شده است 407
- علّتی که مانع از ظهور صاحب الامر «ع» شده است 407
- پاسخ 408
- جواب 409
- اشکال 409
- پاسخ 410
- اشکال 410
- اخبار سفرای امام «ع» در زمان غیبت 421
- فصل ششم: اخبار سفیران امامعلیه السلام در زمان غیبت 421
- حمران بن اعین 423
- سفیران مورد تأیید 423
- مفضل بن عمر 423
- معلّی بن خنیس 424
- ومنهم نصر بن قابوس اللّخمی: 425
- نصربن قابوس لخمی 425
- محمّد بن سنان 426
- عبداللَّه بن جندب بجلی 426
- علی بن مهزیار اهوازی که مورد ستایش بود 427
- عبدالعزیز بن مهتدی قمی اشعری 427
- علی بن جعفر همّانی 429
- ایوب بن نوح بن درّاج 429
- ابو علی حسن بن راشد 430
- صالح بن محمدبن سهل همدانی 431
- سفیران سرزنش شده که مورد تأیید نبودهاند 431
- علی بن ابی حمزه بطائنی، و زیاد بن مروان قندی، و عثمان بن عیسی رواسی 432
- فارس بن حاتم بن ماهویه القزوینی 432
- احمد بن هلال عبرتائی 433
- اوّل: ابو عمرو عثمان بن سعید عمری قدس سره 434
- نواب خاص حضرت 434
- عثمان بن سعید عمری 434
- ابوجعفر محمّد بن عثمان بن سعید العمریّ 439
- ابوالقاسم حسین بن روح 447
- چند توقیع از توقیعات حضرت حجّتعلیه السلام 452
- چند توقیع از توقیعات حضرت حجّتعلیه السلام 452
- نسخه طومار [اهالی قم] مسائل محمّد بن عبداللَّه بن جعفر حمیری خطاب به حضرت حجّتعلیه السلام 454
- توقیع 456
- توقیع 456
- توقیع 457
- توقیع 457
- توقیع 458
- توقیع 458
- توقیع 459
- توقیع 460
- توقیع 460
- پاسخ 461
- توقیع 461
- پاسخ 462
- پاسخ 463
- پاسخ 463
- پاسخ 464
- پاسخ 465
- پاسخ 465
- پاسخ 465
- پاسخ 466
- پاسخ 466
- پاسخ 467
- پاسخ 468
- پاسخ 468
- پاسخ 468
- پاسخ 469
- سؤال 469
- ادامه بحث در مورد فضایل حسین بن روح 470
- ابوالحسن علی بن محمّد سَمُری 478
- ذکر مذمومین و سرزنش شدگان 482
- ذکر مذمومین و سرزنش شدگان 482
- ابو محمّد معروف به شریعی 482
- محمّد بن نصیر نمیری 483
- احمد بن هلال کرخی 484
- ابو طاهر محمّد بن علی بن بلال 485
- حسین بن منصور حلاج 486
- ابن ابی عزاقر 488
- توقیعی که در طعن و لعن ابن ابی عزاقر خارج شد 496
- متن توقیع شریف 497
- در بیان ماجرای ابی بکر بغدادی برادر زاده شیخ ابی جعفر محمّد بن عثمان عمری و حکایت ابی دلف مجنون 499
- ابو الحسین محمّد بن جعفر اسدی رحمه الله 503
- احمد بن اسحاق و ابراهیم بن محمّد همدانی و احمد بن حمزة بن یسع 504
- در بیان عمر شریف حضرت «ع» 505
- فصل هفتم: در بیان عمر شریف حضرتعلیه السلام 505
- نشانههای پیش از قیام و ظهور امام زمانعلیه السلام 509
- برخی از صفات و مقامات حضرت صاحب الزمان «ع» 537
- فصل هشتم: در بیان پارهای از صفات، سیره و اخلاق حضرت صاحب الزمانعلیه السلام 537
- فهرست منابع ترجمه غیبت شیخ طوسی 548
- پی نوشت ها 552
إنّی وکیل صاحب الزّمانعلیه السلام - وبهذا أوّلاً کان یستجرّ الجهّال، ثمّ یعلو منه إلی غیره - وقد أمرت بمراسلتک وإظهار ما تریده من النصرة لک لتقوی نفسک ولا ترتاب بهذا الأمر.
فأرسل إلیه أبوسهلرضی الله عنه یقول له: إنّی أسألک أمراً یسیراً یخفّ مثله علیک فی جنب ما ظهر علی یدیک من الدلائل والبراهین، وهو أنّی رجل أحبّ الجواری وأصبو إلیهنّ، ولی منهنّ عدّة أتحظّاهنّ والشیب یبعّدنی عنهنّ [ویبغّضنی إلیهنّ وأحتاج أن أخضبه فی کلّ جمعة، وأتحمّل منه مشقّة شدیدة لأستر عنهنّ ذلک، وإلّا انکشف أمری عندهنّ، فصار
را به سمت خودش میکشید، و با آرامی و حوصله، حیلههای خودش را به او القا میکرد. به دلیل اینکه ابوسهل در نظر مردم دارای موقعیت خوب و ممتازی بود، و در میان آنها به علم و ادب، جایگاه خاصی داشت، بنابراین حیله را آرام و آرام بیان کرد، و در نامهای که برای ابا سهل نوشت، گفت: من وکیل صاحب الزمانعلیه السلام هستم - او نخست با همین ادّعا افراد کم اطلاع و جاهل را به سمت خودش میکشاند - بعد از مدّتی ادّعا را بالاتر برد و در نامه به ابا سهل نوشت: من مأموریت دارم که به تو پیغام دهم که هر کمک و یاری که میخواهی برایت انجام دهم تا اینکه قلبت آرام گرفته و در نیابت من شکّ و تردید نداشته باشی.
ابو سهل به او پیغام داد که من در مقابل کرامات و معجزاتی که از تو ظاهر شده، استدعایی دارم که برای تو بسیار آسان و سهل است و آن اینکه من به کنیزانم بسیار میل و محبت دارم، و چند نفر از آنها در کنار من هستند، امّا پیری و سفیدی محاسنم مرا از معاشرت با آنها دور کرده است، بنابراین باید در هر جمعه خضاب کنم تا اینکه سفیدی محاسنم برای آنها معلوم نشود، و در خصوص خضاب هم مشقت زیادی را متحمل میشوم، به دلیل اینکه باید این مسأله را از آنها پنهان کنم، در غیر این صورت حقیقت القرب بعداً والوصال هجراً، وأرید أن تغنینی عن الخضاب وتکفینی مؤنته وتجعل لحیتی سوداء، فإنّی طوع یدیک وصائر إلیک وقائل بقولک وداع إلی مذهبک، مع ما لی فی ذلک من البصیرة ولک من المعونة.
فلمّا سمع ذلک الحلّاج من قوله وجوابه علم أنّه قد أخطأ فی مراسلته وجهل فی الخروج إلیه بمذهبه وأمسک عنه ولم یردّ إلیه جواباً ولم یرسل إلیه رسولاً، وصیّره أبوسهلرضی الله عنه أحدوثة وضحکة ویطنز به عند کلّ أحد؛ وشهّر أمره عند الصغیر والکبیر وکان هذا الفعل سبباً لکشف أمره وتنفیر الجماعة عنه.
377 - وأخبرنی جماعة، عن أبی عبد اللَّه الحسین بن علیّ بن الحسین بن موسی بن
امر من، آشکار میشود و آنها متوجّه موضوع میشوند، و این مسأله موجب میشود که نزدیکی من نسبت به ایشان به دوری مبدل شود و وصالم به هجران. دلم میخواهد که مرا از خضاب کردن و این مشقت و سختی بینیاز کرده و محاسنم را سیاه کنی، آن وقت اطاعت تو را میپذیرم و به اعتقاد تو قائل میشوم، و مردم را هم به سمت تو دعوت میکنم، علاوه بر این اگر این کار را انجام بدهی این عمل برای من بصیرت و برای تو یاری به همراه دارد.
وقتی که حلاج این کلام او را شنید و جواب ابوسهل را شنید، فهمید که در نامه پراکنی و جذب اباسهل خطا کرده و در اظهار اعتقادش به اباسهل نادانی کرده است، بنابراین دیگر جواب او را نداد و دست طمع از او کشید و دیگر هیچ پیکی به طرف او نفرستاد. بعد از این ماجرا، ابو سهل این حکایت را از او در مجالس نقل کره و آن را بازگو میکرد و موجب خنده دیگران میشد. این مسأله نزد بزرگ و کوچک شهرت پیدا کرد و همین امر باعث شد که حقیقت امر حلاج معلوم شده و شیعه از او متنفر شدند.
9 / 377 - چندین نفر از ابی عبداللَّه حسین بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه بابویه أنّ ابن الحلّاج صار إلی قم وکاتب قرابة أبی الحسن یستدعیه ویستدعی أباالحسن أیضاً ویقول: أنا رسول الإمام ووکیله.
قال: فلمّا وقعت المکاتبة فی ید أبیرضی الله عنه خرقها وقال لموصلها إلیه: ما أفرغک للجهالات؟ فقال له الرجل - وأظنّ أنّه قال: أنّه ابن عمّته أو ابن عمّه - فإنّ الرجل قد استدعانا فلم خرقت مکاتبته وضحکوا منه وهزءوا به، ثمّ نهض إلی دکّانه ومعه جماعة من أصحابه وغلمانه.