ترجمه کتاب الغیبة صفحه 552

صفحه 552

پی نوشت ها

1) خلاصة الاقوال علامه حلی، ص 249، انتشارات حیدریه، نجف، سال 1381 ه.ق.

2) سوره مجادله، آیه 19.

3) احتمالاً مقصود استادشان مرحوم شیخ مفید است.

4) این‌که حرف حقّ در میان امّت اسلامی است به این معنا است که اعتقاد حقّ و صحیح همان اعتقاد اسلامی است که قرآن کریم هم در آیه 19 سوره آل عمران می‌فرماید: «إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ الْإِسْلامُ» پس با ظهور اسلام اعتقاد حقّ فقط در میان امّت اسلامی است.

5) این‌که تکالیف در تمامی حالات و همیشه بر عهده کسانی که معصوم نیستند می‌باشد، به این معناست که مردم همیشه موظفند به تکالیف خود عمل کنند، لذا لزوم وجود امام را ثابت می‌کند، چرا که این امام است که می‌بایست حدود و چهارچوب تکالیف را معیّن کرده و مجری حقیقی احکام الهی باشد و اوست که موانع تکلیف؛ از جمله جهل به مسائل و مصالح را از بین می‌برد. بنابراین اگر امام نباشد تکلیف مردم در همه زمان‌ها [خصوصاً زمان غیبت امام] امر بیهوده ای خواهد بود.

6) بیان مرحوم طوسی‌رحمه الله همان مفاد «قاعده لطف» است که اختصاراً به توضیح آن مبادرت می‌کنیم: «لطف» در اصطلاح چیزی است که مکلف را به طاعت خداوند نزدیک کرده و از معصیت دور سازد و تکلیف کردن هم دو صورت دارد: الف) تکلیف کننده تمام امکانات تخلف و معصیت را از بین برده و نابود کند به طوری که مکلف چاره‌ای جز اطاعت نداشته باشد و بعد او را مکلف کند. این صورت با حکمت تکلیف و آزمایش منافات دارد. ب) ابتدا تکلیف کرده و بعد وسائلی را ایجاد کند که مکلف را ترغیب و تشویق به اطاعت کنند و از معاصی متنفر سازند و او را به عمل] صالح راهنمایی کنند. مثل وعده ثواب و عقاب و موعظه و امثال این‌ها، تمام این امور را لطف می‌گوییم و لطف هم بر خداوند واجب است و لطف هم دو نوع است:

1 - این‌که فعل خداوند باشد. که در این صورت بر خداوند واجب است؛ مثل نصب و تعیین امام که فعل خداوند است نه غیر خدا.

2 - این‌که فعل مکلفین باشد؛ مثل وعظ و تذکّر و تعلیم و تعلّم. در این صورت هم بر خداوند واجب است که این اعمال را بر بندگان واجب فرماید؛ مثل وجوب امر به معرف و نهی از منکر که اگر خدای متعال لطف ننماید، عذاب کردن بندگان عاصی، قبیح خواهد بود چرا که خداوند پیامبر یا امامی را نصب نکرده است که احکام شریعت را به او آموزش داده و بدی گناه را برایش تعیین کنند تا او نیز از معاصی دور بوده و میل و رغبت به انجام تکالیف الهی داشته باشد. بنابراین بر خداوند واجب است که انبیا را برای هدایت مردم مبعوث کرده و امام را هم برای تبیین و تشریح مصالح واقعی مردم به امامت منصوب فرماید.

7) تکلیف به مالایطاق به این معنا است که شخص به انجام عملی موظف شود که بیش از حدّ توان و طاقت اوست و این گونه تکلیف کردن ضرورتاً قبیح است چون مکلف نمی‌تواند کاری را انجام دهد که موظف به انجام آن شده است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه