ترجمه کتاب الغیبة صفحه 62

صفحه 62

راوی می‌گوید: یکی از اولاد ابوطالب به من گفت که ندا و فریاد سندی این گونه بود: این موسی بن جعفر است که رافضیه [شیعه] گمان می‌کنند نمی‌میرد، پس او را بنگرید [که مرده است] و مردم نیز چنین کردند.

راویان حدیث گفته‌اند: جسد مطهر حضرت، تشییع و در مقابر قریش [منطقه کاظمین] دفن شد و قبر ایشان کنار قبر مردی از اولاد نوفل بن عبدالمطلب به نام عیسی بن عبداللَّه قرار گرفت.

6 / 7 - محمّد بن یعقوب از علی بن ابراهیم و او از محمّد بن عیسی بن عبید و او از حسن بن محمّد بن بشار و او از پیرمردی از اهل قطیعة الربیع [یکی از محلات شهر بغداد] از اهل سنّت و البته از کسانی که مورد وثوق بوده و کلامش پذیرفته می‌شود، نقل کرده‌اند که گفته است:

سندی بن شاهک، ما را که هشتاد نفر از بزرگان و سرشناسان و اهل خیر بودیم جمع کرده و وارد بر موسی بن جعفرعلیه السلام کرد و گفت: ای جماعت! به این مرد نگاه کنید آیا حادثه‌ای [صدمه‌ای – شکنجه ای] به او رسیده است؟ تحقیقاً امیرالمؤمنین [هارون!!]نسبت به او قصد سویی نداشته است و ما هنوز منتظریم تا او بیاید و [با موسی بن جعفر]بحث و گفت و گو کند. او هم صحیح و سالم بوده و تمام امورش در رفاه بوده است، خودتان از او بپرسید. [این در حالی بود که همه هم و غم ما هشتاد نفر دیدن فضل و کمال و مقام امام‌علیه السلام بود.

فقال موسی بن جعفرعلیه السلام: أما ما ذکره من التوسعة وما أشبهها فهو علی ما ذکر، غیر أنّی أخبرکم أیّها النفر إنّی قد سقیت السمّ فی سبع تمرات وأنا غداً أخضرّ وبعد غد أموت، فنظرت إلی السندی بن شاهک یضطرب ویرتعد مثل السعفة.

فموته‌علیه السلام أشهر من أن یحتاج إلی ذکر الروایة به، لأنّ المخالف فی ذلک یدفع الضرورات، والشکّ فی ذلک یؤدّی إلی الشکّ فی موت کلّ واحد من آبائه وغیرهم فلا یوثق بموت أحد.

علی أنّ المشهور عنه‌علیه السلام أنّه وصّی إلی ابنه علیّ بن موسی‌علیه السلام وأسند إلیه أمره بعد موته، والأخبار بذلک أکثر من أن تحصی، نذکر منها طرفاً ولو کان حیّاً باقیاً لما أحتاج إلیه.

سپس موسی بن جعفرعلیه السلام فرمودند: امّا این که گفت من در توسعه و رفاه نسبی هستم همین طور است [که می‌بینید.] فقط به شما افراد [مورد اطمینان] خبر می‌دهم که این‌ها در هفت دانه خرما به من سم و زهر خورانده اند. فردا بدنم سبز شده و روز بعد خواهم مرد. من [با شنیدن این کلام از امام‌علیه السلام] به سندی بن شاهک نگاه کردم، دیدم مضطرب بود و مثل شاخ و برگ خرما می‌لرزید.

بنابراین شهادت آن حضرت مشهورتر از آن است که نیاز به ذکر روایات باشد، چرا که انکار شهادت حضرت به معنای مخالفت با ضروریات و بدیهیات است و از طرفی شکّ در شهادت ایشان منجر می‌شود به شکّ و تردید در مرگ و شهادت یک یک پدران معصوم آن حضرت و حتی دیگران، بنابراین به مرگ هیچ کسی نمی‌توان مطمئن شد.

علاوه بر آنچه که گذشت این معروف است که آن حضرت به فرزندش علی بن موسی‌علیه السلام وصیت کرده و پس از شهادت، امر امامت را به او سپرده است و اخبار و روایات در این باب بیشتر از آن است که شماره شود و ما مقدار کمی از آن را ذکر می‌کنیم که اگر ایشان زنده می‌بود دیگر نیازی به این [وصیت کردن به امام رضاعلیه السلام] نبود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه