ترجمه کتاب الغیبة صفحه 90

صفحه 90

فأتیته وأخبرته فقال: زبیدة طالق، وعلیه أغلظ الأیمان لوددت أنّه غرم الساعة ألفی ألف، وأنت خرجت.

فرجعت إلیه فأبلغته.

فَقالَ: اِرْجِعْ إِلَیْهِ، فَقُلْ لَهُ: یَقُولُ لَکَ: وَاللَّهِ لَتَخْرُجَنِّی أَوْ لأََخْرُجَنَّ.

فلا أدری أیّ تعلّق فی هذا الخبر ودلالة علی أنّه القائم بالأمر، وإنّما فیه إخبار بأنّه إن لم یخرجه لیخرجنّ - یعنی من الحبس - ومع ذلک فقد قرنه بالیمین أنّه إن لم یفعل به لیفعلنّ، وکلاهما لم یوجد، فإذا لم یخرجه یحیی کان ینبغی أن یخرج وإلّا حنث فی یمینه وذلک لا یجوز علیه.

فلانی می‌گوید: چه چیزی باعث شد که با من این کار را بکنی؟ مرا از شهر و دیارم بیرون کردی و بین من و عیالم جدایی انداختی؟

من هم آمدم و به یحیی خبر دادم. یحیی هم گفت: زبیده [زن هارون] مطلقه بشود! قسم های زیادی یاد کرد و گفت: دوست می‌داشتم دو هزار هزار درهم [دو میلیون]غرامت می‌دادم و تو را آزاد می‌کردم.

به خدمت امام برگشتم و ماجرا را گفتم، امام فرمودند: برو و بگو: [فلانی]می‌گوید: به خدا قسم که تو حتماً مرا از زندان خارج می‌کنی یا این که من خودم می‌روم.

توضیح خبر

من نمی‌دانم در این خبر چه دست آویزی هست و چه چیزی دلالت می‌کند به این که امام کاظم، قائم به امر است. فقط در این خبر این معنا وجود دارد که اگر مرا از حبس خارج نکنی من خودم خارج می‌شوم و این معنا را با قسم یاد کردن، کامل می‌کند که اگر او [یحیی] انجام ندهد، خودش [امام]انجام خواهد داد. در حالی که هیچ کدام انجام ندادند. بنابراین وقتی یحیی او را خارج نکرد سزاوار بود خودش بیرون می‌آمد در حالی که این نشد و خلاف قسم شد که جایز نیست [بنابراین نمی‌شود به این خبر تکیه کرد].

40 - قال: وحدّثنی إبراهیم بن محمّد بن حمران، عن إسماعیل بن منصور الزبالی قال: سمعت شیخاً باذرعات - قد أتت علیه عشرون ومائة سنة - قال:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه