راز پنهانی و رمز پیدایی صفحه 269

صفحه 269

فَقُم بِأمرِهم و اِن اختَلَفُوا علیک فَدَعهُم و ما هُم فیه. . . .(1)

رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلم با من پیمانی بستند، فرمودند: «ای پسر ابو طالب، ولایت امّت من با توست. پس اگر آنها ولایت تو را بدون نزاع پذیرفتند و با رضایت خاطر در مورد تو اتّفاق نظر داشتند، تو کار آنها را به دست بگیر و چنان چه در مورد تو اختلاف کردند، آنها را به حال خودشان رها کن. . . .

البتّه ممکن است این عبارات بر همان قاعده و ضابطه بشری که در احتمال نخست طرح کردیم، حمل شود. امّا توجّه به ادامه نامه این احتمال را منتفی می کند. فرموده اند:

و لو کانَ لی بَعدَ رَسُولِ اللّهِ صلی اللّه علیه و آله عَمّی حمزهُ و أخی جَعفُرٌ لَم اُبایِع کُرهاً [مُکرَهاً]و لکنّی بُلِیتُ بِرَجُلَینِ حَدیثَی عهدٍ بالاسلامِ العَبّاسِ و عقیلٍ فَضَنَنتُ بأهلِ بَیتی عَنِ الهَلاکِ فَأَغضَیتُ عَینی علی القَذی و تَجَرَّعتُ ریقی علی الشجی. . . .(2)

و اگر من بعد از رسول خدا صلّی اللّه علیه و اله و سلم عمویم حمزه و برادرم جعفر را داشتم، مجبور به بیعت با کراهت نمی شدم، امّا من با دو مردی مواجه بودم که تازه مسلمان بودند: عبّاس و عقیل. پس اهل بیت خود را از هلاکت حفظ کردم؛ با وجود خار در چشم، دیده فرو بستم و با وجود استخوان در گلو آب دهان فرو بردم. . . .

این جا روشن می شود که تنها مسأله اقبال عمومی مردم و آمادگی اجتماعی در یاری امیر المؤمنین علیه السّلام، برای ایشان مطرح نبوده است. بله اگر مردم با عافیت و بدون نزاع و درگیری، حقّ آن حضرت را می دادند که بسیار مطلوب بود، امّا اگر چنین اتّفاق نمی افتاد، ممکن بود از طریق دیگری احقاق حقّ خود را بکنند، مثلا اگر حمزه و جعفر زنده بودند، با همان دو نفر قیام می فرمودند. این امر نشان می دهد که کار حضرت، محکوم به روال عادی بشری نبوده و یک حساب الهی در .


1- کشف المحجّه، ص 248 و 249 به نقل از «الرسائل» مرحوم کلینی.
2- کشف المحجّه، ص 249.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه