- مقدمه 1
- ضرورت بحث 3
- اشاره 4
- معنای غیبت 4
- غیبت شخصیت 6
- غیبت شخص 6
- پیشینه غیبت 13
- اشاره 13
- حضرت ادریس 17
- حضرت صالح 19
- حضرت موسی 20
- حضرت یوسف 20
- 1. روایات و اخبار 22
- اشاره 22
- مراحل غیبت 22
- 2. کاهش ارتباط مستقیم 30
- 3. نهاد وکالت 31
- 4. نایب خاص 34
- فلسفه غیبت 35
- 1. نگاه تاریخی 35
- اشاره 35
- اشاره 37
- الف. غیبت؛ سری از اسرار الهی 37
- 2. نگاه روایی 37
- ب. حفظ جان امام 40
- ج. اجرای سنّت پیامبران 45
- د. آزادی از بیعت با ظالمان 46
- ه. تأدیب مردم 48
- و. امتحان و غربال انسانها 48
- پرسش و پاسخ 51
قومش برگشت؛ در حالی که مردم سه دسته بودند: منکرانی که هرگز برنگشتند؛ کسانی که اهل شکّ و تردید بودند؛ کسانی که اهل ایمان و یقین بودند… . همانا مثل قائم، مثل صالح علیه السلام است.
حضرت یوسف
داستان این پیامبر الهی و غیبت او پیش تر ذکر شد.
حضرت موسی
امیرالمؤمنین علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرد که فرمود:
وقتی وفات یوسف علیه السلام فرا رسید، شیعیان و خاندان خود را جمع کرد و حمد و ثنای الهی به جای آورد. سپس به آن ها گفت سختی شدیدی به آن ها خواهد رسید که طی آن، مردانشان را بکشند و شکم زنان باردارشان را پاره کنند و کودکانشان را سر ببرند؛ تا آن گاه که خداوند حقّ را در قائم که از فرزندان لاوی بن یعقوب است، ظاهر سازد. او مردی گندم گون و بلند قامت است و صفات او را بر شمرد.