تدبیر و تقدیر در نظام آفرینش از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 143

صفحه 143

ابتلائات، راه رسيدن دوستان الهي به مقام مقدر (327)

آورد ناگهان فريادش بلند شد: «بشارت! اين يك پسر بچه است!» آري او پسر بچه‌اي را ديد كه خود را به طناب آويزان كرده، از چاه بيرون آمد و اهل قافله او را پنهان كردند تا كس‌و كارش خبردار نشوند و در نتيجه سرمايه‌اي برايشان باشد و از فروشش پولي به دست بياورند و حال آن كه خداي‌سبحان به آنچه مي‌كردند دانا بود و بر آن مـؤاخــذه‌شــان مي‌كند - و يا - و حال آن كه همه اينها به علم خدا بود، او بود كه يوسف را در مسيــري قــرار داد تــا در مصــر بــر اريكــه سلطنــت و نبــوتــش بنشــانـد.

اين واقعه به علم خدا اتفاق افتاده و خدا خواسته تا يوسف را به آن قدر و منزلتي كه برايش مقدر كرده برساند، چه اگر از چاه بيرون نمي‌آمد و به عنوان يك بازيافته‌اي پنهاني به مصر آورده نمي‌شد، قطعا از خانه عزيز مصر سر در نمي‌آورد و در نتيجه بـه آن سـلطنت و عزت نمي‌رسيد.

«وَ كَذلِكَ مَكَّنّا لِيُوسُفَ فِي الاَْرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْويلِ الاَْحاديثِ وَ اللّهُ غالِبٌ عَليآ

(328) تدبير و تقدير در نظام آفرينش

اَمْرِه وَ لكِنَّ اَكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمُونَ!»(21 / يوسف)

كلمه مكان به معناي قرارگاه هر چيز است از زمين و معناي امكان و تمكين قرار دادن در محل است. شايد مراد به اين كه فرمود: ما يوسف را در زمين تمكين داديم اين باشد كه ما او را طوري در زمين جاي داديم كـه بتــوانــد در زميــن از مــزايــاي حيات با وسعت هرچه بيشتــر تمتــع ببــرد، بــرخــلاف آنچــه برادرانش مي‌خواستند كه او از ماندن در روي زمين محروم باشد و به همين جهت در ته چاهش انداخته و بعدا هم به ثمن ناچيزي به فروشش رساندند، تا از قرارگاه پدرش دور شده، از سـرزمينـي بـه سـرزمينـي ديگـر انـتقال يـابد.

«وَ اللّــــــهُ غــــالِــــبٌ عَلــــــي آ اَمْـــــرِه!»

خداي‌سبحان بر همه اين اسباب فعال عالم غالب است، به اذن او فعاليت مي‌كنند و او هرچه را بخواهد بدان‌ها تحميل مي‌كند و آن‌ها جز سمع و طاعت چاره‌اي ندارند، اما (چه

ابتلائات، راه رسيدن دوستان الهي به مقام مقدر (329)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه