تدبیر و تقدیر در نظام آفرینش از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 18

صفحه 18

عرش، مقام تدبير عام عالم (37)

وجود واقعي عرش

«...ثُـمَّ اسْتَـوي عَـلَـي الْعَرْشِ... .» (54 / اعراف)

جمله «...ثُـمَّ اسْتَوي عَلَـي الْعَرْشِ،» در عين اين كه مثالي است كه احاطه تدبير خداي را در ملكش مجسم مي‌سازد، دلالت بر اين هم دارد كه در اين ميان حقيقتي هم در كار است و آن عبارت است از همان مقامي كه گفتيم زمام جميع امور در آن جا متراكم و مجتمع مي‌شود، آيه: «وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ - او پروردگار عرش بزرگ است،» (129/توبه) و آيه: «اَلَّذينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ - كساني كه عرش را به دوش مي‌كشند و كساني كه در اطراف آنند،» (7 / غافر) و آيه: «وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ

(38) تدبير و تقدير در نظام آفرينش

ثَمانِيَةٌ - و در چنان روزي عرش پروردگار تو را هشت نفر بالاي شانه خود حمل مي‌كنند،» (17 / حاقه) و آيه: «وَ تَرَي الْمَلائِكَةَ حافّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ - و فرشتگان را مي‌بيني كه عرش را احاطه كرده‌اند،» (75 / زمر) نيز دلالت بر اين معنا دارند، چه از ظاهر اين آيات بر مي‌آيد عرش حقيقتي است از حقايق خارجي. معنايي را كه ما براي كلمه عرش كرديم و گفتيم اين كلمه به معناي مقامي است موجود كه جميع سرنخ‌هاي حوادث و امور در آن متراكم و جمع است از آيه «ثُمَّ اسْتَوي عَلَي الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الاَْمْرَ ما مِنْ شَفيعٍ اِلاّ مِنْ بَعْدِ اِذْنِهِ،» (3 / يونس) به خوبي استفاده مي‌شود، چه اين آيه استواي بر عرش را به تدبير امور تفسير كرده و از وجود چنين صفتي براي خـداي‌تعـالي خبـر مي‌دهد.(1)

1- الميـــــزان ج 15، ص 215.

وجود واقعي عرش (39)

حاملان عرش الهي

«اَلَّــذينَ يَحْمِلُــونَ الْعَــرْشَ وَ مَنْ حَـوْلَـهُ... .» (7 / مؤمن)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه