تدبیر و تقدیر در نظام آفرینش از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 83

صفحه 83

و همچنين خداوند متعال مضمون آيه شريفه را بطور اجمال در آيه: «كِتبٌ اُحْكِمَتْ ءَايتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَّدُنْ حَكيمٍ خَبيرٍ،» (1 / هود) بيان فرموده، براي آن كه احكام و استوار بودن آيات عبارت از جدا نبودن و تفرق نداشتن آن‌ها مي‌باشد، چنانكه تفصيل موضوعي است كه بر او عارض شده او را فصل فصل و آيه آيه نموده سپس بر پيغمبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نازل گشته است. و همچنين آيه شريفه: «وَ قُرْانا فَرَقْناهُ لِتَقْرَاَهُ عَلَي النّاسِ

(182) تدبير و تقدير در نظام آفرينش

عَلي مُكْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزيلاً،» (106 / اسراء) ناظر به مرتبه دومي آن كه استناد به مرتبه فوق خود دارد بوده مي‌خواهد مرتبه دومي آن را تذكر دهد، يعني مي‌گويد كه قرآن شريف ابتداءا آياتش از هم جدا نبوده بعدا به صورت تفصيل در آمده و بطور جداي از هـم به رسول الله صلي‌الله‌عليه‌و‌آله وحـي شده است.

اين مطلب هم ناگفته نماند كه منظور از اتصال و غيرمفروق بودن ابتدايي و همچنين انفصال ثانوي‌اش، اين نيست كه در ابتداء تمام آياتش مرتب و از لحاظ ترتيب سور و آيات مانند يك كتاب منظم بوده است و بعدا آن را جداي از هم و به صورت قطعات كـوچك بر پـيغمبرش وحـي كرده باشد.

مقصــود از «قــرآن» در جملــه شــريفــه «وَ قُــرْانــا فَــرَقْنــاهُ» غيــر قــرآن به معنــي آيــات مــؤلفه و مرتبه است، بلكه منظور معناي ديگر يعني مرتبه اوليه و مستنـد اصلـي اين قرآن مؤلف مي‌باشد.

قرآن و ام‌الكتاب يا كتاب مكنون (183)

خلاصه كلام، از آيات مذكور چنين استفاده مي‌شود: در وراي اين آيات يعني قرآني كه فعلاً مورد قرائت و تعقل ماست، امر ديگري وجود دارد كه نسبتش به اين آيات نسبت روح به جسد و يا حقيقت متمثله به مثال خود مي‌باشد و آن حقيقت همان است كه در زبان قرآن شريف به «كتاب حكيم» نام برده شده و همان حقيقت بلندپايه تكيه‌گاه و معتمد معارف قرآن و ساير مضامين آن مي‌باشد: آن حقيقت عاليه نه از سلسله الفاظ بوده نه از سنخ معاني و مفاهيم مدلول عليه الفاظ مي‌باشد بلكه آن حقيقت بعينه همان تأويلي است كه در آيات شريفه به آن اشاره فرموده زيرا اوصاف و مشخصه‌هايي كه در آن آيات براي «تأويل» يادآوري شد، تماما براين حقيقت عاليه صادق و تطبيق مي‌كند، روي اين اساس حقيقت معناي «تأويل» روشن شد و نيز معلوم گرديد كه علت نرسيدن افهام عامه مردم به آن و قدرت نداشتن مس و درك آن روي چه سبب و ميزان اســت و روشــن مي‌شــود كــه سر اين كه نفوس غيــرپــاك و مطهر نمي‌توانند به آن نايل آيند چيست؟

(184) تدبير و تقدير در نظام آفرينش

روي مقدمات گذشته سخن كه به اين جا رسيد اينك مي‌گويم: خداي متعال در آيه شريفه «اِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَريمٌ في كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ اِلاَّ الْمُطَهَّروُنَ،» (78 و 79 / واقعه) بطور واضح و روشني كه هيچگونه ترديد برنمي‌دارد خبر داده، كه مطهرين و پاك‌شدگان از بندگانش قرآن شريفي را كه در «كتاب مكنون و مستور» است ادراك مي‌كنند، آن قرآن كريمي كه در «كتاب مكنون و محفوظ از تغيير» ضبط شده و تا زماني كه در آن جاست هيچگونه تغييري نمي‌پذيرد، حتي از تصرفات اذهان يعني از ورود و صدور اذهان مردم در حفظ بوده، آن را هم قبول نمي‌كند، زيرا اين تصرفات خود تغييري است كه در ظرف كتاب مكنون بر آن وارد نمي‌شود، اين هم واضح است كه مقصود از «مس كردن مطهرين» همانا رسيدن به فهم و علم آن مي‌باشد و باز روشن است كه «كتاب مكنون» مذكور در آيه مزبور همان «ام الكتابي» است كه آيه شريفه

قرآن و ام‌الكتاب يا كتاب مكنون (185)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه