تدبیر و تقدیر در نظام آفرینش از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 87

صفحه 87

حكم و قضا و اراده در خداي‌تعالي يك چيز است، براي اين كه اراده از صفات فعل و خارج از ذات خداي‌تعالي است و از مقام فعل او انتزاع مي‌شود و معنايش اين است كه هر چيز موجود را كه فرض كنيم، در مقايسه با خداي‌سبحان طوري است كه هيچ چاره‌اي جز هست شدن ندارد، پس معناي جمله «اِذا اَرَدْناهُ» اين است كه وقتي چيزي در موقف تعلق اراده خدا قرار گيرد، شأن خدا اين است كه به آن چيز بگويد باش و آن هم موجود مي‌شود. (البته در اين ميان لفظي كه خدا به آن تلفظ كند در كار نيست و يا مخاطبي هم كه داراي گوش باشد، چون اگر وجود داشت ديگر احتياج به ايجاد نداشت،) پس كلام در آيه مورد بحث كلامي است تمثيلي و مي‌خواهد بفرمايد: افاضه وجود از ناحيه خدا به هر

اراده و قضاي الهي در آفرينش (193)

چيــزي كــه مــوجــود مي‌شــود بجــز ذات متعــالي خــدا به هيــچ چيــز ديگر احتيــاج نــدارد و چـون ذات خــداونــدي اراده كـند هستي آن را، بـدون تـخلف و درنــگ موجود مي‌شود.(1)

تقدّم اراده الهي بر امر او

«اِنَّمــا قَـوْلُنـا لِشَـيْ‌ءٍ اِذا اَرَدْنــاهُ اَنْ نَقُــولَ لَــهُ كُـنْ فَيَكُـونُ!» (40 / نحل)

ايجاد خداي‌تعالي يعني آنچه كه از وجود بر اشياء افاضه مي‌كند - كه به وجهي همان وجود اشياء موجود است - همان امر او و قول او و كلمه اوست كه قرآن در هر جا به يك جور تعبيرش فرموده، لكن از ظاهر تعابير قرآن برمي‌آيد كه كلمه خدا همان قول اوست به اعتبار خصوصيت آن و تعينش.

1- الميــزان ج 33، ص 183.

(194) تدبير و تقدير در نظام آفرينش

و از اين معنا روشن مي‌گردد كه اراده و قضاي خدا نيز يكي است و بر حسب اعتبار از قول و امر مقدّم است، پس خداي‌سبحان نخست چيزي را اراده مي‌كند و قضايش را مي‌رانــد سپــس بــه آن امــر مي‌كنــد و مي‌گــويـد بــاش و مـوجــود مي‌شـــود.(1)

مشيّت الهي و جريان آن در شؤون زندگي

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه