تدبیر و تقدیر در نظام آفرینش از دیدگاه قرآن و حدیث صفحه 93

صفحه 93

و اگر كسي را مي‌رسيد كه مشيت او را باطل سازد هر آينه درباره يوسف اين كار را مي‌كرد، چه در خصوص او تمامي اسباب آن هم سبب‌هايي كه هر كدام جداگانه در ذليل كردن وي قاطعيت داشت دست به د ست هم دادند و مع ذلك نتوانستند او را ذليل كنند، بلكــه بــرخــلاف جــريــان اسبــاب، خــداونــد او را بلند و عزيز كرد، آري «حكم تنهــا از آن خـداست!» (40و67 / اعــراف)

و اين كه فرموده: «وَ لا نُضيعُ اَجْرَ الْمُحْسِنينَ» اشاره است به اين كه اين تمكين اجري بــوده كه خداوند به يوسف داد و وعده جميلي است كه به هر نيكوكاري مي‌دهد، تــا بــداننــد او اجرشان را ضايع نمي‌كند.(1)

1- الميـــزان ج 22، ص 35.

اجراي‌مشيت‌الهي خلاف‌جريان‌طبيعي‌اسباب‌وعوامل (207)

مشيت الهي در عدم جلوگيري از جنگ و اختلاف

«وَ لَوْ شاءَ اللّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ ما يُريدُ!» (253 / بقره)

اگــر خــدا مي‌خــواســت از تأثير اختلاف مردم در پديد آمدن جنگ جلوگيري مي‌كرد و لكن او هرچه خــودش بخواهد مي‌كند و چنين خواسته كه در دار دنيا كه دار اسباب است جلو اسباب را از تــأثيــر نگيرد و اختلاف سبب مي‌شود مردم به سوي جنگ رانده شوند، اگر نمي‌خواهند خــون يكديگر را بريزند بايد خودشان با ترك اختــلاف از پــديــد آمدن سبب جلوگيري كنند.

همه رسولان الهي با آياتي روشن به سوي مردم آمدند و حق صريح را با آن آيات

(208) تدبير و تقدير در نظام آفرينش

اظهار كردند، به طوري كه ديگر هيچ ابهامي باقي نماند و طريق هدايت را با كامل‌ترين بيان روشن نمودند و لازمه اين صراحت و بي‌پرده شدن حق و روشن شدن راه هدايت اين بود كه ديگر از آن به بعد مردم راه وحدت و الفت و محبت در دين خدا را پيش گيرند و ديگر اختلافي و جنگي پيش نياورند، اما چه بايد كرد كه در اين ميان عامل ديگري نيز دست در كار بوده و آن عامل سببيت ارسال رسولان در پديد آمدن وحدت و الفت را عقيم و خنثي كرد و آن وجود حس انحصارطلبي در مردم بود، كه آنان را به اختلاف واداشت و به دنبال اختلاف به ظلم و ستم كشانيد و در آخر به دو دسته مؤمن و كافر منشعب‌شان كرد و به دنبال آن هم تفرقه‌هايي ديگر در ساير شؤون حيات و سعادت زندگي‌شان پديد آورد. و اگر خدا مي‌خواست مي‌توانست از تأثير اختلاف جلوگيري كند، به طوري كه هرچند اختلاف در آنان وجود داشته باشد كارشان به جنگ و قتال نينجامد و پنجه به روي هم نكشند و لكن چنين چيزي را نخواست و اين سبب را مانند ساير اسباب و علل به حال خود گذاشت، تا طبق سنت جاريه‌اش در همه اسباب رفتار كرده باشد، همان سنتي كه خود او در عالم صنع و ايجاد جاري كرده و خدا هـرچـه بخواهد مي‌كند.(1)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه