مشروعیت اقامه حدود و تعزیرات در عصر غیبت صفحه 32

صفحه 32

ب)جمعی براین باورند که واژه تعزیر،فاقد معنایی جامع است.در نتیجه،مشترک لفظی است و بیش از یک وضع و یک اصل دارد. (1)

برخی هم آن را از اضداد دانسته،دارای معانی مختلف و متفاوت مثبت و منفی می دانند. (2)معانی مثبت از قبیل تعظیم،تفخیم،نصرت و توقیر.معانی منفی مانند منع،تأدیب،ضرب،لوم و سرزنش که معنای مشترک آن«منع»است.نصرت نیز به منع بازمی گردد؛چرا که نصرت و یاری کسی در مقابل دشمنانش با منع دشمنان از او صورت می گیرد. (3)

در لغت نامه دهخدا آمده است:

ریشه اصلی تعزیر همان منع و رد است و نصرت نیز به این معناست که شما دشمن را از کسی رد می کنی و مانع اذیت او توسط دشمن می شوی و به تأدیب هم تعزیر اطلاق می شود؛چون جانی را از تکرار گناه بازمی دارد. (4)

به نظر می رسد تعزیر را،چه به معنای یاری وحمایت کردن یا مجازات کمتر از حد شرعی بدانیم،هر دو معنا به منع و رد بازمی گردد؛با این تفاوت که در معنای نخست،آزار دیگران را از او رد می نمایی و در معنای دوم،او را از آزردن مردم،بازمی داری که این خود نوعی از کمک و نصرت است.

اما پرسشی که به نظر می رسد این است که:اگر معنای اصلی تعزیر منع باشد،با توجه به اینکه معنای اصلی حد را نیز منع دانستیم،تفاوت معنایی این دو واژه در چیست؟آیا این دو واژه را می توان در اصلِ وضع مترادف دانست؟

در پاسخ باید گفت تفاوت ظریف حد و تعزیر در مقدر و نامقدر بودن است.مطرّزی در المغرب می گوید:«تعزیر،گرچه نوعی مجازات است،ولی حد بر آن اطلاق نمی شود؛چون مقدار آن مشخص نیست». (5)


1- (1) .ابن فارس،معجم مقائیس اللغه،ج4،ص311.
2- (2) .محمد بن عبد القادر،مختار الصحاح،ص226؛فیروزآبادی،قاموس المحیط،ج2،ص88؛ابوالحسن ابن فارس،معجم مقائیس اللغه،ج4،ص311؛ابن سلام،غریب الحدیث،ج4،ص22؛ابن منظور،لسان العرب،ج4 ص561؛ابن اثیر،النهایه فی غریب الحدیث،ج3،ص228.
3- (3) .زبیدی،تاج العروس،ج7،ص214
4- (4) .علی اکبر دهخدا،لغتنامه دهخدا،ج4،ص5965.
5- (5) .مطرزی،المغرب فی ترتیب المعرب،ج1،ص111.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه