ترجمه کتاب الغیبة صفحه 133

صفحه 133

فمتی اعتبرنا العادة وجدناها فی الموضعین علی سواء، وإن نقض اللَّه العادة فإنّه یمکن فی أحدهما مثل ما یمکن فی الآخر، فإنّه قد یجوز أن یمنع اللَّه ببعض الشواغل عن مشاهدة الحامل وعن أن یحضر ولادتها إلّا عدد یؤمن مثلهم علی کتمان أمره، ثمّ ینقله اللَّه من مکان الولادة إلی قلة جبل أو بریّة لا أحد فیها ولا یطّلع علی ذلک [الأمر] إلّا من لا یظهره (إلّا) علی المأمون مثله.

وکما یجوز ذلک فإنّه یجوز أن یمرض الإنسان ویتردّد إلیه عوّاده، فإذا اشتدّ (حاله) وتوقّع موته، وکان یؤیس من حیاته نقله اللَّه إلی قلّة جبل وصیّر مکانه شخصاً میّتاً یشبهه کثیراً من الشبه، ثمّ یمنع بالشواغل وغیرها من مشاهدته إلّا لمن یوثق به، ثمّ یدفن الشخص ویحضر جنازته من کان یتوقّع موته ولا یرجو حیاته فیتوهم أنّ المدفون هو ذاک العلیل.

بنابراین اگر ما عادت را در هر دو مورد معتبر بدانیم هر دو با هم مساوی هستند؛ البته اگر خداوند متعال بخواهد عادت را نقض کند در هر دو مورد ممکن است. چون گاه ممکن است که خداوند به واسطه بعضی دلایل و جهات مختلف، از مشاهده حمل و حاضر بودن افراد، هنگام ولادت طفل، به جز عدّه معدودی که می‌توان به آن‌ها اطمینان داشت، مانع شود. سپس خداوند بچه را از محل ولادت به قله کوه یا بیابانی منتقل فرماید که احدی در آنجا نباشد و هیچ کس به آن مکان مطلع نباشد؛ مگر کسانی که مورد اطمینان باشند.

و چون که این امر در مورد ولادت ممکن است، در مسأله مرگ هم ممکن است. همان طور که ممکن است کسی مریض بشود و مردم هم به عیادتش بیایند، بعد زمانی که حالش وخیم شد و رو به موت شد و از زنده بودنش مأیوس شدند، خداوند متعال به قله کوهی منتقلش کند و مرده‌ای را که کاملاً شبیه اوست جای گزینش فرماید. سپس به جهاتی مانع شود که کسی او را ببیند، به جز افراد مورد اطمینان. بعد آن شخص بدلی دفن می‌شود و حتی آن شخصی که منتظر مرگش بودند و امید به حیاتش نبوده هم، به تشییع جنازه حاضر می‌شود. پس همه فکر می‌کنند این شخص که دفن شده همان فرد مریض است.

وقد یسکن نبض الإنسان وتنفسه، وینقض اللَّه العادة ویغیبه عنهم وهو حیّ، لأنّ الحیّ منّا إنّما یحتاج إلیهما لإخراج البخارات المحترقة ممّا حول القلب بإدخال هواء بارد صاف لیروح عن القلب، وقد یمکن أن یفعل اللَّه من البرودة فی الهواء المحدق بالقلب ما یجری مجری هواء بارد یدخلها بالتنفّس، فیکون الهواء المحدق بالقلب أبداً بارداً ولا یحترق منه شی‌ء، لأنّ الحرارة التی تحصل فیه تقوّم بالبرودة.

والجواب أنا نقول: أوّلاً أنّه لا یلتجئ من یتکلّم فی الغیبة إلی مثل هذه الخرافات إلّا من کان مفلساً من الحجة عاجزاً عن إیراد شبهة قویّة (غیر متمکّن من الکلام علیها بما یرتضی مثله، فعند ذلک یلتجی‌ء إلی مثل هذه التمویهات والتذلیقات).

ونحن نتکلّم علی ذلک علی ما به.

و گاهی هم ممکن است که نبض انسان از حرکت بایستد و خداوند جریان عادی را [که مردن او است] نقض فرماید و او را از دیدگان مردم پنهان کند، در حالی که زنده است؛ چرا که انسان زنده به نبض و تنفس نیازمند است، تا به وسیله داخل کردن هوای سرد و صاف به قلب، گازهای مسموم و سوزان که اطراف قلب هستند را خارج کرده و از بین ببرد. حال گاهی اوقات ممکن است که خداوند همان هوایی که اطراف قلب را گرفته [و گرم شده است] بدون نیاز به ورود هوای سرد به وسیله تنفس، خنک کند. بنابراین هوای اطراف قلب همیشه خنک می‌باشد و هرگز گرم نمی‌شود، به جهت این که حرارتی که در قلب حاصل شده است به وسیله برودت و سرما برطرف می‌شود.

جواب شبهه

اولاً کسی که پیرامون غیبت بحث می‌کند، نمی‌بایست از این خرافات کمک بگیرد. مگر این که از حیث ارائه دلیل و ایراد شبهه قوی، دستش خالی باشد و نتواند دلیل و منطقی را بیان کند که راضی کننده باشد. به همین علّت متوسل به چرب زبانی و وارونه کردن حقایق می‌شود. ما هم به روش خودشان جواب شبهه را ارائه می‌کنیم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه