ترجمه کتاب الغیبة صفحه 134

صفحه 134

فنقول: إنّ ما ذکر من الطریق الّذی به یعلم موت الإنسان لیس بصحیح علی کلّ وجه، لأنّه قد یتفّق جمیع ذلک وینکشف عن باطل بأن یکون لمن أظهر ذلک غرض حکمیّ، فیظهر التمارض ویتقدّم إلی أهله بإظهار جمیع ذلک لیختبر به أحوال غیره ممّن له علیه طاعة أو إمرة، وقد سبق الملوک کثیراً والحکماء إلی مثل ذلک، وقد یدخل علیهم أیضاً شبهة بأن یلحقه علّة سکتة، فیظهرون جمیع ذلک، ثمّ ینکشف عن باطل، وذلک أیضاً معلوم بالعادات، وإنّما یعلم الموت بالمشاهدة وارتفاع الحسّ وجمود النبض، ویستمرّ ذلک أوقاتاً کثیرة ربّما انضاف إلی ذلک أمارات معلومة بالعادة من جرّب المرضی ومارسهم یعلم ذلک.

بنابراین می‌گوییم: آنچه که در مورد شیوه پی بردن به مرگ انسان ذکر شده است در همه موارد صحیح نیست. به دلیل این که ممکن است تمام علایم مرگ از کسی ظاهر بشود ولی بعداً بطلان آن منکشف شود. به این صورت که برای غرض و هدفی اقدام به این کار کرده باشد؛ یعنی در مقابل نزدیکانش تظاهر به بیماری می‌کند تا به این وسیله متوجّه حالات دیگران و نزدیکانش از حیث اطاعت و ولایت آن‌ها نسبت به خودش بشود [و میزان علاقه آن‌ها را امتحان کند]. چنان که سابقاً پادشاهان و حکمای بسیاری این کارها را کرده‌اند.

و گاهی اوقات در اثر سکته که علایم مرگ را ظاهر می‌کند شبهه فوت فرد ایجاد شده؛ امّا بعداً خلاف آن معلوم شده است، در حالی که این از امور عادی و معمولی است [و همه علائم مرگ را دارا است] بنابراین مرگ انسان با مشاهده محتضر و از بین رفتن حس او و خشک شدن و از کار افتادن نبضش و استمرار طولانی این علائم واقع می‌شود. علاوه بر این اموری که گفتیم کسانی که تجربه مریض داری و ممارست زیاد با مریض دارند [مثل اطبا و پرستاران] علائم دیگری را به آنچه گفته شد اضافه می‌کنند که عادتاً برایشان معلوم است.

وهذه حالة موسی بن جعفرعلیه السلام، فإنّه أظهر للخلق الکثیر الّذین لا یخفی علی مثلهم الحال، ولا یجوز علیهم دخول الشبهة فی مثله.

وقوله: «بأنّه (یجوز أن) یغیب اللَّه الشخص ویحضر شخصاً علی شبهه» (علی) أصله لا یصحّ لأنّ هذا یسدّ باب الأدلّة ویؤدّی إلی الشکّ فی المشاهدات، وأنّ جمیع ما نراه لیس هو الّذی رأیناه بالأمس، ویلزم الشک فی موت جمیع الأموات، ویجی‌ء منه مذهب الغلاة والمفوّضة الّذین نفوا القتل عن أمیر المؤمنین‌علیه السلام وعن الحسین‌علیه السلام، وما أدّی إلی ذلک یجب أن یکون باطلاً.

وما قاله «إنّ اللَّه یفعل داخل الجوف حول القلب من البرودة ما ینوب مناب الهواء» ضرب من هوس الطب، ومع ذلک یؤدّی إلی الشکّ فی موت جمیع الأموات علی ما قلناه.

این حالت نیز برای موسی بن جعفرعلیه السلام واقع شد، به جهت این که برای تعداد بسیاری از مردم علاماتی ظاهر شد که شهادت امام‌علیه السلام بر امثال آن مردم پنهان نماند. بنابراین ممکن نیست که در این مورد شبهه‌ای برای آن‌ها به وجود بیاید.

این که گفته است: «ممکن است خداوند شخص محتضر را از دیده‌ها غایب کند و کس دیگری را که شبیه او باشد حاضر کند» اصل این مسأله صحیح نیست؛ زیرا با این دیدگاه باب استدلال بسته خواهد شد و منجر به این مسأله می‌شود که در همه مشاهدات نیز شک کنیم. به این معنا که احتمال بدهیم هرچه می‌بینیم غیر از آن چیزی است که دیروز مشاهده کرده‌ایم و لازم می‌آید در مرگ جمیع اموات شکّ کنیم. مذهب اهل غلو و کسانی که کشته شدن امیرالمؤمنین و امام حسین‌علیهما السلام را نفی می‌کنند [و ادّعا می‌کنند که آن دو امام زنده هستند] نیز از همین ایده سرچشمه می‌گیرد که یقیناً باطل است.

و امّا آنچه که گفته شد: «خداوند در اطراف قلب انسان برودت و سرمایی ایجاد می‌کند تا جانشین هوای بیرون شود» نوعی طب و علاوه بر این منجر به شک در مرگ جمیع اموات می‌شود [که گفتیم باطل است].

علی أنّ علی قانون الطبّ حرکات النبض والشریانات من القلب وإنّما یبطل ببطلان الحرارة الغریزیّة، فإذا فقد حرکات النبض علم بطلان الحرارة وعلم عند ذلک موته، ولیس ذلک بموقوف علی التنفس، ولهذا یلتجئون إلی النبض عند انقطاع النفس أو ضعفه، فیبطل ما قالوه.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه