ترجمه کتاب الغیبة صفحه 216

صفحه 216

فَقُلْتُ لَها: بِأَبِی وَأُمِّی یَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ! ما هذَا اللَّوْحُ؟

فَقالَتْ: هذَا اللَّوْحُ أَهْداهُ اللَّهُ - عزّوجلّ - إِلی رَسُولِ اللَّهِ‌صلی الله علیه وآله، فِیهِ اِسْمُ أَبِی وَاسْمُ بَعْلِی وَاسْمُ ابْنَی وَأَسْماءُ الأَوْصِیاءِ مِنْ وُلْدِی، فَأَعْطانِیهِ أَبِی لِیَسُرَّنِی بِذلِکَ.

جابر عرض کرد: هر وقت که شما بخواهید. پس در وقت مقتضی پدرم با جابر خلوت کرده و فرمودند: ای جابر! از لوحی که در دست مادرم فاطمه‌علیها السلام دیده‌ای و آنچه را که مادرم در مورد محتویات آن لوح مکتوب به تو گفته، به من خبر بده؟

جابر عرض کرد: به خدا قسم در زمان حیات رسول خداصلی الله علیه وآله و زمان تولّد امام حسین‌علیه السلام برای عرض تبریک به محضر حضرت زهراعلیها السلام مشرف شدم، لوح سبز رنگی را در دست ایشان دیدم، گمان کردم زمرد است، دیدم در آن لوح نوشته سفیدی بود که مثل نور خورشید می‌درخشید.

عرض کردم: پدر و مادرم به فدای شما، ای دختر رسول خداصلی الله علیه وآله! این لوح چیست؟ حضرت فرمودند: این لوحی است که خداوند عزّوجلّ به رسول اللَّه‌صلی الله علیه وآله اهدا کرده است. در این لوح نام پدرم، همسرم، فرزندانم و نیز اسامی اوصیایی که از اولاد من هستند، وجود دارد، پدرم این لوح را به من عطا کرده است تا مسرور و خوشحال شوم.

قالَ جابِرُ: فَأَعْطَتْنِیهِ أُمُّکَ فاطِمَةُعلیها السلام فَقَرَأْتُهُ فَاسْتَنْسَخْتُهُ.

قالَ لَهُ أَبِی: فَهَلْ لَکَ یا جابِرُ أَنْ تَعْرِضَهُ عَلَیَّ؟ قالَ: نَعَمْ.

فَمَشی مَعَهُ أَبِی حَتّی انْتَهی إِلی مَنْزِلِ جابِرَ فَأَخْرَجَ أَبِی صَحِیفَةً مِنْ رقّ وقالَ: یا جابِرُ! اُنْظُرْ فِی کِتابِکَ لأَقْرَأَ أَنَا عَلَیْکَ.

فَنَظَرَ جابِرُ فِی نُسْخَتِهِ وَقَرَأَهُ أَبِی فَما خالَفَ حَرْفٌ حَرْفاً.

قالَ جابِرُ: فَأَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّی هکَذا رَأَیْتُ فِی اللَّوْحِ مَکْتُوباً:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه