ترجمه کتاب الغیبة صفحه 272

صفحه 272

6 / 168 - شاهویه بن عبداللَّه جلاب گفته که من قبلاً از امام هادی‌علیه السلام در مورد فرزندشان ابی جعفر روایاتی را نقل کردم که دلالت بر امامت او می‌کرد، امّا زمانی که ابوجعفر از دنیا رفت آن‌چنان شگفت‌زده و متحیر شدم که نمی‌دانستم چه کنم، نه راه پس داشتم و نه راه پیش و از طرفی هم می‌ترسیدم که در این مورد به حضرت نامه‌ای بنویسم و نمی‌دانستم چه می‌شود. [بالاخره] به حضرت نامه‌ای نوشتم که دعا کنند تا خداوند تعالی برای ما در مورد مزاحمت ها و تعرض سلطان که ما را در مورد غلامان و جوانانمان نگران کرده بود، فرجی ایجاد فرماید.

جواب نامه به همراه دعای حضرت آمد و مشکل جوانانمان نیز حل شد. حضرت در أَرَدْتَ أَنْ تَسْأَلَ عَنِ الْخَلَفِ بَعْدَ مُضِیِ‌ّ أَبِی جَعْفَرٍ وَقَلَقْتَ لِذلِکَ، فَلا تَغْتَمَّ فَإِنَّ اللَّهَ لا یُضِلُّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتّی یُبَیِّنَ لَهُمْ ما یَتَّقُونَ.

صاحِبُکُمْ بَعْدِی أَبُومُحَمَّدٍ ابْنِی وَعِنْدَهُ ما تَحْتاجُونَ إِلَیْهِ، یُقَدِّمُ اللَّهُ ما یَشاءُ وَیُؤَخِّرُ ما یَشاءُ «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها» قَدْ کَتَبْتُ بِما فِیهِ بَیانٌ وَقِناعٌ لِذِی عَقْلٍ یَقْظان.

قال محمّد بن الحسن: ما تضمّن الخبر المتقدّم من قوله: «بدا للَّه فی محمّد کما بدا له فی إسماعیل» معناه ظهر من اللَّه وأمره فی أخیه الحسن ما زال الریب والشکّ فی إمامته، فإنّ

آخرِ نامه نوشته بودند: قصد داشتی که از جانشین [من] پس از درگذشت ابی جعفر بپرسی و برای این مسأله متحیر و پریشان بودی؟ پس ناراحت نباشید؛ زیرا چنان نبوده که خداوند قومی را پس از هدایت و ایمان مجازات کند، مگر آنچه را که باید از آن‌ها بپرهیزند بیان نماید و آن‌ها مخالفت کنند.(128) پس از من امام و صاحب اختیار شما، پسرم ابو محمّد است. هر چه که نیاز داشته باشید نزد او هست، و خداوند هر چه را که بخواهد مقدم می‌دارد و هر چه را بخواهد به تأخیر می‌اندازد، «هیچ حکمی را نسخ نمی‌کنیم و نسخ آن را به تأخیر نمی‌اندازیم مگر این‌که بهتر از آن یا مثل آن را جانشین آن می‌سازیم.» (129) تحقیقاً چیزی را نوشتم که در آن بیان قانع کننده‌ای برای افراد عاقل و بیدار هست.

محمّد بن حسن [شیخ طوسی] می‌گوید: آنچه که در ضمن خبر قبلی آمده بود مبنی بر این‌که همان‌گونه که برای اسماعیل «بداء» حاصل شد، در مورد محمّد هم «بداء» حاصل شده، معنایش این است که در مورد برادر محمّد یعنی امام حسن عسکری‌علیه السلام از طرف خداوند متعال امری جدید ظاهر شد و این شکّ و شبهه را در مورد امامت او از جماعة من الشیعة کانوا یظنّون أنّ الأمر فی محمّد من حیث کان الأکبر، کما کان یظنّ جماعة أنّ الأمر فی إسماعیل بن جعفر دون موسی‌علیه السلام فلمّا مات محمّد ظهر من أمر اللَّه فیه، وأنّه لم ینصبه إماماً، کما ظهر فی إسماعیل مثل ذلک لا أنّه کان نصّ علیه، ثمّ بدا له فی النصّ علی غیره، فإنّ ذلک لا یجوز علی اللَّه تعالی العالم بالعواقب.

169 - وروی سعد بن عبد اللَّه، عن محمّد بن أحمد العلوی، عن أبی هاشم داود بن القاسم الجعفری قال: سمعت أباالحسن العسکری‌علیه السلام یقول:

اَلْخَلَفُ مِنْ بَعْدِی اَلْحَسَنُ. فَکَیْفَ لَکُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الْخَلَفِ؟ فَقُلْتُ: وَلِمَ جَعَلَنِی اللَّهُ فِداکَ؟

فَقالَ: لِأَنَّکُمْ لا تَرَوْنَ شَخْصَهُ وَلا یَحِلُّ لَکُمْ ذِکْرَهُ بِاسْمِهِ.

بین برد. چون تعدادی از شیعیان گمان می‌کردند که امامت در وجود محمّد متعین است و او امام است چرا که از امام حسن عسکری‌علیه السلام بزرگ‌تر بود. همان طور که در مورد امامت اسماعیل بن جعفر و امام نبودن موسی بن جعفرعلیه السلام این گونه گمان می‌کردند. بنابراین وقتی که محمّد از دنیا رفت، امر خداوند در مورد او ظاهر شد، به این‌که او امام نیست و به امامت نصب نشده است. چنان‌که در مورد اسماعیل هم مثل همین امر ظاهر شد. نه این‌که قبلاً نصّی مبنی بر امامت او شده باشد و پس از آن، در نصّ به دیگری برای خداوند «بداء» حاصل شده باشد، چرا که این معنا از خداوندی که عالم به عواقب امور است محال است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه