ترجمه کتاب الغیبة صفحه 301

صفحه 301

از جمله ادله‌ای که ادعای طرفداران امامت جعفر کذاب را باطل می‌کند، این است که همه معتقدند که او معصوم نبوده است، در حالی که سابقاً بیان کردیم که شرط امام این است که حتماً معصوم باشد، اعمال و افعالی هم که از جعفر صادر شده است با عصمت منافات دارد.

193 - وقد روی أنّه لمّا ولد لأبی الحسن‌علیه السلام جعفر هنّئوه به فلم یروا به سروراً.

فقیل له فی ذلک فقال: هوّن علیک أمره سیضلّ خلقاً کثیراً.

194 - وروی سعد بن عبد اللَّه قال: حدّثنی جماعة منهم أبوهاشم داود بن القاسم الجعفری والقاسم بن محمّد العباسی ومحمّد بن عبید اللَّه ومحمّد بن إبراهیم العمریّ وغیرهم ممّن کان حبس بسبب قتل عبد اللَّه بن محمّد العبّاسی أنّ أبامحمّدعلیه السلام وأخاه جعفراً دخلا علیهم لیلاً. قالوا:

کنّا لیلة من اللّیالی جلوساً نتحدّث إذ سمعنا حرکة باب السجن فراعنا ذلک، وکان أبوهاشم علیلاً، فقال لبعضنا: اطّلع وانظر ما تری فاطّلع إلی موضع الباب فإذا الباب فتح،

4 / 193 - روایت شده که زمانی که جعفر برای ابی الحسن‌علیه السلام متولد شد، [مردم] به ایشان تبریک و تهنیت می‌گفتند، امّا ندیدند که ایشان مسرور و خوشحال باشند. به حضرت عرض شد: چرا خوشحال نیستید؟ حضرت فرمودند: امر ولادت او را سبک بشمار او بسیاری از مردم را گمراه می‌کند.(141)

5 / 194 - سعد بن عبداللَّه گفته که عدّه‌ای از جمله: ابوهاشم داوود بن قاسم جعفری، قاسم بن محمّد عباسی، محمّد بن عبیداللَّه، محمّد بن ابراهیم عمری و دیگران که به دلیل کشته شدن عبداللَّه بن محمّد عباسی در زندان به سر می‌بردند، به من گفتند: شبی ابا محمّدعلیه السلام و برادرش جعفر وارد زندان شدند. و گفتند:

[ماجرا به این ترتیب بود که] شبی از شب‌ها نشسته و مشغول صحبت کردن بودیم، که صدای حرکت [باز شدن قفل]درب زندان را شنیدیم و باعث ترس و وحشت ما شد. ابوهاشم هم که مریض بود به یک نفر از ما گفت: ببین چه خبر است؟ او هم به وإذا هو برجلین قد أدخلا إلی السجن و ردّ الباب وأقفل، فدنا منهما فقال: من أنتما؟ فقال أحدهما: (نحن قوم من الطالبیّة حبسنا فقال: من أنتما؟ فقال) أنا الحسن بن علیّ وهذا جعفر بن علیّ، فقال: لهما جعلنی اللَّه فداکما إن رأیتما أن تدخلا البیت، وبادر إلینا وإلی أبی هاشم فأعلمنا ودخلا.

فلمّا نظر إلیهما أبوهاشم قام عن مضربة کانت تحته فقبّل وجه أبی محمّدعلیه السلام وأجلسه علیها وجلس جعفر قریباً منه، فقال جعفر: وا شطناه بأعلی صوته - یعنی جاریة له - فزجره أبومحمّدعلیه السلام وقال له: اسکت وأنّهم رأوا فیه آثار السکر وأنّ النوم غلبه وهو جالس معهم، فنام علی تلک الحال.

محل درب زندان رفت، درب زندان باز شد و دو مرد را به داخل زندان انداختند و درب را بسته و قفل کردند. [دوست ما]نزدیک آن‌ها شد و پرسید: شما چه کسی هستید؟ یکی از آن‌ها گفت: ما طایفه‌ای از طالبیین هستیم که زندانی شده‌ایم. [دوباره]پرسید: نام شما چیست؟ گفت: من حسن بن علی هستم و این هم برادرم جعفر بن علی است. دوست ما به آن‌ها گفت: خداوند مرا فدای شما کند، اگر صلاح می‌دانید به خانه من [محل حبس ما]داخل شوید. پس نزد ما و ابی هاشم آمد و به ما خبر داد، بعد آن دو وارد شدند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه