ترجمه کتاب الغیبة صفحه 368

صفحه 368

1 / 239 - محمّد بن ابراهیم بن مهزیار گفته است: پس از شهادت امام حسن عسکری‌علیه السلام در خصوص امام پس از ایشان شکّ کردم، از طرفی مال زیادی [که مربوط به امام‌علیه السلام بود] در نزد پدرم جمع شده بود، اموال را حمل کرده و سوار کشتی شد و من هم برای بدرقه پدرم بیرون رفتم، که ناگهان تب شدیدی بر پدرم عارض شد. به من گفت: پسرم مرا برگردان که این مریضی مرگ است و در مورد این مال تقوی پیشه کن. آن‌گاه به من وصیت فرموده و از دنیا رفتند.

فقلت فی نفسی: لم یکن أبی لیوصی بشی‌ء غیر صحیح، أحمل هذا المال إلی العراق وأکتری داراً علی الشطّ، ولا أخبر أحداً، فإن وضح لی شی‌ء کوضوحه أیّام أبی محمّدعلیه السلام أنفذته وإلّا تصدّقت به.

فقدمت العراق واکتریت داراً علی الشطّ وبقیت أیّاماً، فإذا أنا برسول معه رقعة فیها: یا محمّد معک کذا (وکذا) فی جوف کذا وکذا حتّی قصّ علیّ جمیع ما معی ممّا لم أحط به علماً، فسلّمت المال إلی الرسول و بقیت أیّاماً لا یرفع بی رأس فاغتممت.

فخرج إلیّ: قَدْ أَقَمْناکَ مَقامَ أَبِیکَ فَاحْمِدِ اللَّهَ.

240 - وبهذا الإسناد، عن الحسن بن الفضل بن یزید الیمانی قال: کتبت فی معنیین

با خودم گفتم: پدرم وصیت به امر غیر صحیح نمی‌کند، لذا مال را برداشته به عراق می‌برم و در کنار شط فرات خانه‌ای کرایه می‌کنم، و احدی را هم از موضوع مطلع نمی‌کنم. اگر امر امامت برایم واضح و آشکار شد، همچنان که در ایام ابی محمّدعلیه السلام واضح شده بود، اموال را به آن امام تقدیم می‌کنم، در غیر این صورت همه مال را صدقه می‌دهم.

به عراق آمدم، خانه‌ای در کنار شط کرایه کردم و چند روزی آنجا بودم، ناگهان پیکی آمد و نامه‌ای به همراهش بود که در آن نوشته بود: ای محمّد! فلان مبلغ مال نزد توست و فلان جا و مکان است. تا این‌که همه آن اموال را که با من بود حتی اموری را که من خودم نمی‌دانستم را برایم بیان کرده بود، لذا اموال را به پیک واگذار کردم. ولی چند روزی در آنجا ماندم، کسی هم به من سر نمی‌زد، به همین دلیل ناراحت و غمگین شدم تا این‌که توقیع شریف برایم آمد: ما تو را جانشین پدرت قرار دادیم، پس شکر خدا را به جا بیاور.

2 / 240 - حسن بن فضل بن یزید یمانی گفته است: در دو مورد مطالبی را [محضر مبارک حضرت] نوشتم و قصد داشتم در مسأله سومی هم مطالبی بنویسم که ترسیدم وأردت أن أکتب فی الثالث وامتنعت منه مخافة أن یکره ذلک، فورد جواب المعنیین والثالث الّذی طویته مفسّراً.

241 - وبهذا الإسناد، عن بدر - غلام أحمد بن الحسن - قال: وردت الجبل وأنا لا أقول بالإمامة، أحبّهم جملة إلی أن مات یزید بن عبد الملک، فأوصی إلیّ فی علّته أن یدفع الشهریّ السمند وسیفه ومنطقته إلی مولاه فخفت إن لم ادفع الشهریّ إلی إذ کوتکین نالنی منه استخفاف، فقوّمت الدابّة والسیف والمنطقة بسبعمائة دینار فی نفسی، ولم أطّلع علیه أحداً، فإذا الکتاب قد ورد علیّ من العراق أن وجّه السبعمائة دینار الّتی لنا قبلک من ثمن الشهریّ السمند والسیف والمنطقة.

مورد پسند ایشان نباشد، لذا از نوشتن آن امتناع ورزیدم. جواب حضرت در دو مورد اوّل و همچنین سومین مسأله که از نوشتنش خوداری کرده بودم با تفصیل و توضیح برایم آمد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه