- مقدمه 1
- فصل اول رافت در غیبت 4
- کویر غیبت 4
- غمخوار شیعه 5
- پدر دلسوز 6
- خروش محبت 7
- سترگترین واژه 9
- کهف امان 10
- معجزه بزرگ 10
- سفینه نجات 11
- پدر گمشده 14
- رافت بر تخت ظهور 20
- فصل دوم ظهور رافت 20
- عفو بیکران 21
- ارمغان صلح 23
- نفوذ در قلبها 24
- هدف نهائی 26
- نوش عشق 28
- حاکمان هنگام ظهور 29
- تحقق آرزوها 32
- دشمنان و رافت مهدوی 34
- رحمت بیکران 36
- صاحبان مصحف 39
- باب توبه الهی 41
- پناهجویان 44
- فرجام کفر و نفاق 45
- فصل سوم فرجام کار 45
- انتقام خون شهیدان 47
- دزدان خدا 49
- سرانجام ناصبیان 50
- قسمت اول 50
- قسمت دوم 53
می بینید که اولا نور آن حضرت در میان انوار ائمه اطهار ( ع ) چون ستاره صبح می درخشد و علاوه که نور آن حضرت کامل کننده آن انوار الهی است و اما آنچه نظرها را به خود جلب می کند این کلام خداوند عزوجل است که می فرماید : در آن هنگام که همه جا را شقاوت و ظلم پر کرده است زمین رااز ترحم و رافت به وسیله این نور مقدس پر خواهم کرد .
و برای این مهم خداوند او را برمی گزیند و تاج رافت بر سر اومی نهد تا او با بیکران رافت خود عالم سراسر آلوده قساوت وشقاوت را تطهیر کند و رحمت و شفقت را در تمام موجودات جریان دهد, از حیوانات درنده گرفته تا اژدرهای گزنده و درآخر دلهای سیاه و تاریک .
به هر حال ریشه این تحول را در کجا می توان یافت آنهم دگرگونی در ماهیت افرادی خونخوار که نسل به نسل کینه ها رابه ارث برده اند و انتقامجوئی اولین درس مکتب آنها بوده است و هرگز رنگ و بوی عفو و بخشش را نشناخته اند و در ازای صدق و امانت , جفا و خیانت روا داشته اند, حال اینچنین تغییر و تبدیل را چگونه توجیه می توان کرد جز تربیت قلبها به دست آن امام همام و یا آنکه عکس العمل حرکات و سکنات امام ( ع ) که اساس کار را بر احسان و محبت گذارده و مردم نیزدر پیروی
از او راه او را می پویند, و این سیره در روایات زمان ظهور به خوبی مشهود است همانگونه که طاووس یمانی ( ( 41 ) ) به آن تصریح می کند : وودت انی لا اموت حتی ادرک زمان المهدی یزداد المحسن فی احسانه ویتاب فیه علی المسی ء . ( ( 42 ) ) دوست دارم نمیرم تا آنکه دوران مهدی ( ع ) را درک کنم , دورانی که بر احسان محسن می افزاید و از گنهکار عفو می نماید .
و هر گاه این گونه روش و منش را مردم از او ببینند قطعاخود نیز به آن عمل می کنند و اسوه و الگویش قرار می دهند واین سخن مشهور است که : [الناس علی دین ملوکهم ] مردم به روش حاکمان خود عمل می کنند .
با این مقدمه حدیثی را که می خوانید به خوبی سرش سرش روشن می شود .
حضرت امام حسن مجتبی ( ع ) از پدر بزرگوارش حضرت امیرالمؤمنین ( ع ) نقل فرموده اند : .
. .
یدین له عرض البلاد وطولها حتی لایبقی کافر الاامن , ولا طالح الا صلح , ویصطلح فی ملکه السباع .
( ( 43 ) ) سرتاسر کشورها به حکومت او گردن می نهد وکافری نمی ماند مگر آنکه ایمان می آورد و فاسقی نمی ماند مگر آنکه راه صلاح پی می گیرد و درحکومت او درندگان صلح خواهند کرد .