حقایق انتظار2 صفحه 61

صفحه 61

فرج الله بید ختی

نظری برای خدا

چه شود که به چهره زرد من، نظری ز برای خدا کنی

که اگر کنی همه درد من، به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی وکشور جان ترا، تو مهی و جان جهان ترا

زره کرم چه زیان ترا، که نظر بحال گدا کنی

ز تو تفقد و گر ستم، بود آن عنایت و این کرم

همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی

تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین

همه غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه