«احمد بن حنبل» در مسند خود می نویسد: گروهی از نمایندگان قوم «ثقیف» به حضور پیامبر خدا آمدند، و مذاکراتی را با آن حضرت انجام داده، ولی در گفتار خویش سرسختی نشان دادند، رسول گرامی اسلام خطاب به آنان فرمودند:
«لتسلمن، او لا بعثن الیکم رجلا منی عدیل نفسی، فلیضربن اعناقکم و لیسبین ذراریکم و لیاخذن اموالکم» قال عمر: فما تمنیت الاماره الا یومئذ و جعلت انصب له صدری رجاء ان یقول: هو هذا. فالتفت فاخذ بید علی و قال: «هو هذا» مرتین.» [24].
یا اسلام را بپذیرید، و یا مرد بزرگواری را که
از من است، و مساوی من می باشد به سوی شما خواهم فرستاد، او در صورت جنگ کردن گردن شما را می زند، و زنانتان را اسیر می گیرد، و اموالتان را به نفع اسلام تصرف می نماید، «عمر بن خطاب» می گوید: من هرگز مقام فرماندهی را آرزو نکردم، جز در این روز، و با خود می گفتم: ای کاش پیامبر خدا مرا به این کار منصوب کند، ولی او دست روی علی علیه السلام گذاشته و فرمود: آن شخص همین مرد بزرگوار است، و این را دو بار متذکر شد.
این حدیث را به صراحت علی علیه السلام را نفس پیامبر و مساوی با وی معرفی می کند.
آفتاب ولایت ص 76
علی اکبر بابازاده
آگاهی علی
آگاهی به حقایق هستی فضیلت بزرگی است که انسان از آن بهره مند می باشد.همین فضیلت موجب برتری انسان از فرشتگان است.زیرا که خدای سبحان هنگامی که فرشتگان را مأمور نمود بر انسان کامل سجده کنند،ملاک فضیلت برتری و سجده را آگاهی انسان کامل به حقایق عنوان نمود: و علم الآدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکه [25] «خدای سبحان آدم را از حقایق با خبر ساخت،آنگاه بر فرشتگان عرضه و از آنان خواست که شما نیز از حقایق خبر دهید.» فرشتگان خود اعتراف نمودند که آگاهی مسجود فرشتگان برتر از ماست،زیرا هنگامی که خدای سبحان از آنان خواست از حقایق خبر دهند نتوانستند،لیکن وقتی از انسان کامل این نکته خواسته شد وی فرشتگان را از حقایق با خبر ساخت و معلم فرشتگان قرار گرفت.فرشتگان نیز بر برتری اعتراف نمودند: قالوا لا علم لنا الا ما علمتنا [26].
خدای سبحان آگاه به همه چیز است و اگر کسی مظهر صفات الهی شد