تو را گل های عالم دوست دارند: گلبرگی از ادبیات انتظار صفحه 11

صفحه 11

کسی نیست... .

مردم سرگرم نانند.

پرنده ها، زمین گیر شده اند.

شب، بیدارتر از روز است.

ستم، پایدارتر از برادری است.

چشم ها، روزی هزار مرتبه، سنگ می شوند.

عصر مدرنیته مرگ است.

عصر آدم آهنی های دسیسه است.

عصر همسانی زشتی و زیبایی است.

عصر پیشانی های ویران است.

عصر دندان های صیقل خورده است.

عصر لب های تاول زده است.

هوا لبریز پونه و آویشن نیست.

زمین سرشار مهربانی و سیب نیست.

ای که حاضری امّا غایب؛ غایبی، امّا حاضر!

دقیقه ها سنگین شده اند.

صداها مرده اند.

دیوارها ناامن اند.

چشم ها دوزخی اند.

سر بر شانه های غربت ما بگذار

و صدایت را در پونه ها و نارنج ها بریز.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه