تو را گل های عالم دوست دارند: گلبرگی از ادبیات انتظار صفحه 25

صفحه 25

در کدام فردا

در کدام فردا

والعصر! ای روشنِ ابدی!

والعصر! ای دور نزدیک!

هزار سال شب، هزار سال صبح از شکوهمندی آمدنت می گذرد و تو هنوز روشنی!

خجسته باد نامت که آفتاب را برمی انگیزد و خدا را در دل ها زنده می کند.

تو شگرفی! آن سان که در عشق ایستاده ای و در عشق حضور داری.

تو از عشق مستقیم تری و از عشق نزدیک تر.

نامت مبدأ تاریخ عشق است و مخزن الاسرار یگانگی!

زمین و زمان از تو در شگفتند

تو موج موج نوری که از کرانه های دور و نزدیک بر سر شانه های زمان فرود می آیی.

ای روحِ پنهان آفرینش!

روزها، دل تنگ رسیدنت هستند و شب ها، بی قرار آمدنت.

در کدام فردا، طلوع آمدنت ابدی می شود؟

می آیی.

چنان صبح می آیی، چنان روشن که زمان، نور بارانِ جمالت می شود، زیر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه