تو را گل های عالم دوست دارند: گلبرگی از ادبیات انتظار صفحه 28

صفحه 28

چیزی شبیه آمدنت

چیزی شبیه آمدنت

امشب زمین با هودجی از شور و مهربانی به آسمان نزدیک شده است.

عطر آمدنت، در شب تاریخ، سپیده را برانگیخته است.

والعصر!

جمکران ایستاده است رو به هق هق روزهایی که به بن بست می رسند در شمارش «فی هذه السّاعَهِ و فی کُلِّ ساعَه»

با شولایی از خاکستر عشق

با چشم هایی رو به تو

با بار سنگینی از اندوه و سهمی از دل تنگی.

و العصر، ای پنهان پیدا!

تو را فریاد می کنیم با حنجره ای از زخم های دیروز و امروز.

تو را فریاد می کنیم با چشم هایی از زخم های امروز و فردا.

تو را گریه می کنیم با چشم هایی که طعم ترانه های فائز دارد و چشم انتظاری و بی قراری.

جمعه!

ای فردای موعود!

ای همیشه محض!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه