راز پنهانی و رمز پیدایی صفحه 113

صفحه 113

فردای آن شبی که از هنگام صبح نیکوتر و از روشنایی روز درخشنده تر بود، یکی از علمای بزرگوار را ملاقات کردم. ایشان پول پاکیزه ای به من داد که همچون باران پربرکتی بود. گفتم: هذا تَأْوِیلُ رُءْیایَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّی حَقًّا(1) و خداوند صحّت رؤیایم را برایم آشکار کرد تا اشتیاقم بیشتر شود. علاوه بر این پس از این خواب آن قدر از برکت های باطنی و دانش های کامل غیرآشکار و معارف ایمانی و الطاف الهی به من عنایت شد که با زبان قلم قابل بیان نمی باشد.(2)

این موارد را به این جهت آوردیم تا روشن شود که نمی توان به طور کلّی ادّعا کرد که «هرکس خدمت امام زمان علیه السّلام مشرّف شود، حق ندارد بگوید من خدمت حضرت رسیده ام»!(3)

چنین ادّعایی از هیچ کس پذیرفته نیست. این چند مورد، تنها نمونه کوچکی بود از افراد بسیار زیادی که در زمان غیبت کبری خدمت حضرت مهدی علیه السّلام مشرّف شده و داستان تشرّف خود را نقل کرده اند. تنها در کتاب نجم الثاقب، مرحوم علاّمه نوری صد حکایت از باریافتگان به محضر امام علیه السّلام در دوران غیبت کبری نقل فرموده که بسیاری از ایشان خود جزء علما و فقهای بزرگوار شیعه بوده اند. همچنین مرحوم علاّمه شیخ علی اکبر نهاوندی در کتاب شریف «العبقریّ الحسان» بیش از صد و پنجاه مورد از تشرّفات افراد مختلف را در دوران غیبت کبری خدمت امام زمان علیه السّلام نقل کرده که اکثر اینها حقیقتا اهل ایمان و تقوی بوده اند. با وجود همه اینها به چه دلیل می توان گفت که هیچ یک از اینها حق نداشته اند بگویند که خدمت حضرت رسیده اند؟ ! آیا می توان همه این افراد و کسانی نظیر علاّمه مجلسی و محدّث نوری و بسیاری دیگر از علمای باتقوی که این قضایا را نقل کرده اند، متّهم به وظیفه نشناسی در این امر نمود؟! د.


1- یوسف/100.
2- مکیال المکارم، ج 1، ص 373 و 374.
3- ماهنامه موعود، سال نهم، ش 48، ص 14 به نقل از یکی از اساتید.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه