راز پنهانی و رمز پیدایی صفحه 193

صفحه 193

این جا هم وجود داشته باشد و کسانی که از حکمت غیبت امام عصر علیه السّلام اطّلاع ندارند، نتوانند صبر و تحمّل کافی از خود نشان دهند، در نتیجه از این امتحان بزرگ سربلند بیرون نیایند. از این بالاتر، کارهای حضرت خضر علیه السّلام به لحاظ ظاهری عاقلانه نبود. سوراخ کردن کشتی در دریا، فی نفسه یک کار عقلایی محسوب نمی شود، همچنین است کشتن پسر بچّه و درست کردن دیواری که در حال خراب شدن است.

در دوران غیبت هم هستند کسانی که پنهانی امام علیه السّلام را امری عقلایی و موجّه تلقّی نمی کنند و در پذیرش آن به لحاظ اعتقادی مشکل دارند. اینان برای آن که-به زعم خود-ظاهر آبرومندی برای غیبت امام زمان علیه السّلام دست و پا کنند، دست به توجیهاتی می زنند که-به گمان خود-آن را عقلایی جلوه دهند تا هم خود و هم دیگران را نسبت به این امر راضی و خرسند کنند. ولی واقعیّت این است که اگر از ابتدا بپذیرند که حکمت آن را نمی دانند و به تصدیق عقل خویش، سربسته به آن ایمان آورند، نه خود را به زحمت می اندازند و نه در ایمان و اعتقادشان خللی به وجود می آید.

به عنوان مثال کسانی که وجود امام علیه السّلام و حضور آشکار ایشان را در زمین از باب وجوب «لطف» واجب می دانند، در توجیه امر غیبت حضرت صاحب الامر علیه السّلام با اشکال مواجه می شوند و ناچارند به صورتی آن را توجیه کنند که به «برهان لطف» ادّعائیشان لطمه ای وارد نشود. امّا توجیهات مطرح شده به لحاظ عقلی کامل و تمام نیست و لذا نهایتا مجبور می شوند که به مخفی بودن حکمت غیبت اعتراف نمایند. به نمونه ای از این تلاش های ناموفّق اشاره می کنیم.

بررسی نظر مرحوم شیخ مفید درباره علّت غیبت

یکی از بزرگترین دانشمندان شیعه، فقیه و متکلّم نامی، مرحوم شیخ مفید اعلی اللّه مقامه الشریف است. ایشان از کسانی هستند که معتقد به برهان لطف بوده و از آن برای اثبات لزوم وجود امام علیه السّلام در هر زمان استفاده کرده اند. در یکی از رساله های ایشان که «النُکَتُ الاعتقادیّه» نام دارد، حدّاقل سه بار به کاربرد برهان لطف در

اثبات وجود امام زمان علیه السّلام استدلال شده است.(1) در یکی از این موارد، عین عبارت ایشان چنین است:

فان قیل: ما الدَلیلُ علی وُجُودِه؟

اگر بگویند: چه دلیلی بر وجود امام علیه السّلام هست؟

فالجواب: الدَلیلُ علی ذلک اَنّ کُلَّ زمانٍ لا بُدَّ فیه مِن امامٍ معصومٍ و اِلاّ لَخَلا الزمانُ مِن اِمامٍ معصومٍ مع أنّه لُطفٌ و اللُطفُ واجِبٌ علی اللّهِ تعالی فی کُلِّ زمان.(2)

جواب این است که: دلیل این امر آن است که در هر زمانی باید یک امام معصوم وجود داشته باشد وگرنه لازم می آید که این زمان از امام معصوم خالی باشد، در حالی که وجود ایشان لطف است و لطف در هر زمان بر خدا واجب می باشد.

با این مبنا، غیبت امام علیه السّلام بی معنا و غیرموجّه می شود. چون آن لطف موردنظر متکلّمان با پنهان و ناشناخته بودن امام علیه السّلام قابل جمع نیست. لذا باید غیبت امام علیه السّلام را جوری توجیه کنند که به قول خودشان «اخلال به واجب» از طرف خداوند لازم نیاید. به همین جهت است که در این جا ناچار می شوند عقلا اخلال را از ناحیه مردم بدانند که در تبعیّت از امام علیه السّلام و امتثال اوامر ایشان کوتاهی نموده اند و در حقیقت علّت غیبت امام علیه السّلام به مردم برمی گردد و باید برگردد.(3) ایشان در ادامه فرمایش خود در پاسخ به وجه غیبت امام علیه السّلام چنین فرموده اند:

فان قیل: ما وَجهُ استتارِهِ؟

وجه و حکمت پنهان بودن امام علیه السّلام چیست؟ .


1- النکت الاعتقادیه، ص 39 و 44 و 45.
2- النکت الاعتقادیه، ص 44.
3- عین عبارات مرحوم شیخ مفید در این باره چنین است: «فان قیل: قد تَقَدَّمَ اَنّ الامامَ لُطفُ و اللُطفُ واجِبٌ علی اللّهِ تعالی فاذا کانَ الامامُ مُستَتِراً کانَ اللّهُ تعالی مُخِلاًّ بالواجِبِ تعالی اللّهُ عن ذلک عُلُوّاً کبیراً. فالجوابُ: اللطفُ الواجِبُ علی اللّهِ تعالی فی الامامِ هو نَصبُه و تَکلیفُه بِالاِمامَهِ و اللّهُ تعالی قد فَعَلَ ذلک فلم یَکُن مُخِلاًّ بِالواجِبِ و إنّما الاخلالُ بِالواجِبِ مِن قِبَلِ الرَعِیَّهِ فانّهم یَجِبُ علیهم اَن یُتابِعُوه و یَمتَثِلُوا اَوامِرَه و نَواهِیَه. . . فحَیثُ لم یَفعَلوا ذلک. . . فَهَلاکُهُم مِن قِبَلِ اَنفُسِهُم (النکت الاعتقادیه، ص 45).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه