راز پنهانی و رمز پیدایی صفحه 210

صفحه 210

می شود این است که: «چگونه در احادیث، علّت هایی برای غیبت ذکر کرده اند در حالی که خود ائمّه علیهم السّلام سرّ غیبت را تا قبل از ظهور، کشف ناشدنی معرّفی نموده و پرسش از آن را ممنوع دانسته اند؟ !»

این پرسش، پرسش مهمّی است که پاسخ آن، دیدگاه صحیح را-در فهم احادیثی که به طرح علّت غیبت امام عصر علیه السّلام پرداخته اند-روشن می کند. در گذشته این نکته را تذکّر داده ایم که در بیان علّت غیبت امام علیه السّلام مقصود این نیست که در صورت وجود علّت، غیبت امام ضروری گردد و در صورت عدم آن، ظهور (عدم غیبت) ایشان ضرورت یابد. این برداشت از تعلیلی که در احادیث برای غیبت امام علیه السّلام شده صحیح نیست، بنابراین باید گفت:

اوّلا با استناد به ادلّه نقلی در این زمینه، می توانیم نتیجه بگیریم که همه آن چه به عنوان علّت غیبت فرموده اند، عامل مؤثّر در غیبت امام علیه السّلام بوده است، ولی این تأثیر، ضرورت عقلی ندارد. یعنی چنین نیست که هریک از این علل یا مجموع آنها، عقلا غیبت امام علیه السّلام را ضروری کند. به تعبیر دیگر، می توان گفت که عقلا وجود هریک از این علّتها با عدم غیبت امام علیه السّلام هم سازگار است، بنابراین صرفا با اتّکاء به فرمایش معصوم علیه السّلام می توانیم آن علّت را در غیبت امام علیه السّلام مؤثّر بدانیم نه این که مسأله از مستقلاّت عقلیّه باشد.

ثانیا چنین نیست که اگر هریک از این علّتها مرتفع شود یا همه با هم منتفی گردند، ضرورتا غیبت خاتمه یابد و ظهور واقع شود. به تعبیر دیگر نمی توان گفت: «هریک از این علل، علّت ناقصه غیبت امام علیه السّلام هستند.(1) پس اگر همه با هم رفع شوند، دیگر هیچ علّتی برای غیبت نمی ماند و بنابراین ظهور حضرت، قطعی می گردد» چنین نیست. چرا که در غیر این صورت دیگر وجه و علّت غیبت، مخفی نخواهد بود، و می توانیم حکمت غیبت را حاصل جمع همه آن علّتها د.


1- اصطلاحاً علل ناقصه به عواملی گفته می شود که هرکدام سهمی در تحقّق معلول دارند و با رفع هر یک، وجود معلول هم منتفی می گردد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه