راز پنهانی و رمز پیدایی صفحه 234

صفحه 234

جواب شرط به خاطر ممتنع بودن جمله شرط به کار می رود.(1) به عنوان مثال به این آیات شریفه توجّه فرمایید:

وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ اَلْأَقاوِیلِ. . . لَقَطَعْنا مِنْهُ اَلْوَتِینَ .(2)

و اگر بعضی سخنان را به ما (به دروغ) نسبت می داد. . . یقینا رگ گردن او را قطع می کردیم.

تعبیر «لو» در این آیات، از آن جهت به کار رفته که نسبت دروغ دادن پیامبر صلّی اللّه علیه و اله و سلم به خداوند-به علّت عصمت ایشان-امری ممتنع است و به همین علّت قطعا خداوند رگ گردن ایشان را هم قطع نخواهد کرد.

همیشه ادات شرط «لو» در مواردی به کار می رود که شرط موردنظر قطعا واقع نمی شود، در نتیجه جزای شرط (جمله پیرو) هم قطعا واقع نخواهد شد. با این ترتیب، قضیّه شرطیّه ای که در توقیع مذکور به کار رفته به این معناست که اگر-به فرض-شیعیان ما بر وفای به عهد امامت همدل می شدند، توفیق دیدار و مشاهده ما را زودتر پیدا می کردند. امّا چنین فرضی هرگز تحقّق نیافته، یعنی آنها همدل نشده اند و در نتیجه توفیق دیدار ما از ایشان به تأخیر افتاده است.

این شرط البتّه محال و ممتنع عقلی نبوده است ولی با توجّه به روال عمومی و مشی کلّی رفتار شیعه نسبت به امامانشان، می توان فهمید که چرا اجتماع قلبی ایشان بر وفا به عهد امامت امری غیرعادی و غیرمنتظره تلقّی شده است. به همین جهت می توان گفت که تحقّق این شرط چیزی شبیه به یک آرزو و تمنّای دست نایافتنی بوده و گوینده این سخنان (یعنی وجود مقدّس امام زمان علیه السّلام) امیدی به آن نبسته اند.

با این ترتیب نمی توان جمله شرطیّه توقیع شریف را چنین معنا کرد که: اگر شیعیان حضرت بر وفای به عهد امامت همدل شوند، زودتر به سعادت دیدار امام علیه السّلام نائل می گردند. این جمله در مقام نشان دادن راهکاری به شیعیان برای پیش انداختن ظهور نیست، بلکه صرفا گزارشی است از وقوع یک واقعیّت تلخ 5.


1- گفته می شود که: «لو لا متناع الثانی لامتناع الاوّل» است. منظور از الاوّل، جمله شرط و مقصود از الثانی، جواب شرط است.
2- الحاقّه/44 و 45.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه