راز پنهانی و رمز پیدایی صفحه 266

صفحه 266

شکنانی بودند که به عهد خود با امامشان وفا نکردند.

عدم اعتماد امیر المؤمنین علیه السّلام به مردم در قبول خلافت

اکنون با توجّه به شرایط و موقعیّت خاصّ امیر المؤمنین علیه السّلام در میان یارانشان، سؤال این است که مراد حضرت از «حاضر» و «ناصر» در خطبه شریفشان چه کسانی بودند؟ آیا اکثریّت کسانی که با ایشان بیعت کردند، عهد و پیمان خود را نشکستند؟ آیا حضرت با تکیه بر آنها، تن به قبول خلافت دادند؟ آیا آنها که ادّعای نصرت ایشان را داشتند، یاران واقعی حضرت بودند؟ و آیا امیر المؤمنین علیه السّلام نمی دانستند که آنها عهدشکنی خواهند کرد؟ پاسخ این سؤالها روشن است و از مجموع پاسخ ها می توان نتیجه گرفت که امام علیه السّلام، براساس حساب های عادی و عقلایی، نمی بایست حسابی روی یاری آن اکثریّت باز کرده باشند. بنابراین قبول خلافت از طرف ایشان بر مبنای اعتماد بر آن سواد اعظم (1)-که اعتقادی هم به آن حضرت نداشتند-نبوده است. پس ما نباید کلام حضرت را که فرمودند: «لو لا حضور الحاضر و قیام الحجّه بوجود الناصر. . .» ، بر این معنا حمل کنیم که ایشان چون آمادگی مردم و اجتماع آنها را بر یاری خود، مشاهده کردند، اقدام به قبول خلافت فرمودند یا مانند برخی ساده انگاران بگوییم:

امیر المؤمنین علیه السّلام اگرچه بنا به علّتی که بر ایشان تحمیل شد، در امور سیاسی غایب بودند. . . امّا هنگامی که نصرت و یاری مردم رسید، غیبت امیر المؤمنین علیه السّلام در امور سیاسی تبدیل به ظهور شد. (2)

کدام مردم بودند که امیر المؤمنین علیه السّلام می توانستند براساس نصرت آنها، خلافت را به دست بگیرند؟ آیا این مردم، شایستگی اقامه حضرت امیر علیه السّلام را برای خلافت داشتند؟ مگر اینها همان هایی نبودند که با امام خود در محو یکی از بدعتهای خلفای گذشته، آن گونه مخالفت کردند که حضرت امیر علیه السّلام از شورش آنها بر خود ترسیدند؟ .


1- یعنی سیاهی لشکر به تعبیر ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ج 7، ص 72.
2- ماهنامه موعود، ش 48، ص 33، مقاله «نظریه اختیاری بودن ظهور» .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه