راز پنهانی و رمز پیدایی صفحه 272

صفحه 272

اعلام وفاداری به امام خود کردند، اگر ایشان بیعت آنها را نمی پذیرفتند، در پیشگاه الهی نمی توانستند به آن مردم جوابی بدهند.» این ادّعا نادرست است و تفاوت ظریفی بین این سخن و اعتقاد صحیح وجود دارد که فهم آن محتاج به دقّت نظر است!

عدم وجوب پذیرش بیعت با مردم بر امام علیه السّلام

حال با توجّه به این مطالب آیا می توان ادّعا کرد که: «در صورت خواست مردم و اعلام آمادگی ایشان، قیام بر امام علیه السّلام واجب می شود؟» یا به تعبیر دیگر: «آیا حضور مردم علاوه بر شرط لازم، شرط کافی قیام امام علیه السّلام هم هست؟»

پاسخ این است که ما هیچ دلیلی بر اثبات چنین وجوبی نداریم. دقّت شود که در توضیح تعبیر «حجّت» چه گذشت. حجّتی که امام علیه السّلام از آن سخن گفته اند، بهعهد و پیمان خدا و رسول صلّی اللّه علیه و اله و سلم با ایشان برمی گردد و این از اسرار بین خدا و امام علیه السّلام بوده که به صورت علنی اعلام نکرده اند تا دیگران هم از آن آگاهی یابند. ما نمی دانیم خداوند چه عهدی با امیر المؤمنین علیه السّلام داشته است. شاید عهد خدا با امام علیه السّلام این بوده که در صورت اعلام آمادگی از جانب مدّعیان نصرت، ایشان «بتوانند» و «مجاز باشند» که به امر خلافت قیام نمایند، یعنی وجوبی در کار نبوده باشد و پذیرفتن یا نپذیرفتن بیعت مردم، به اختیار خود امام علیه السّلام گذارده شده باشد. این احتمال، بعید به نظر نمی رسد که خدای متعال توسّط رسولش صلّی اللّه علیه و اله و سلم با امیر المؤمنین علیه السّلام عهد کرده باشد: «تا وقتی اکثریّت مردم، اعلام آمادگی برای یاری نکرده اند، اقدامی نکن؛ امّا هرگاه چنین حالتی رخ داد، می توانی اقدام کنی، نه این که اقدام، واجب باشد» .

نتیجه ای که از این بحث گرفته می شود این است که ما حق نداریم سیره و روش امیرالمؤمنین علیه السلام را - چه قبل از خلافت خلفا و چه پس از آن- لزوماً براساس ضوابط و قواعد عادی بشری، تحلیل و تفسیر کنیم. کسانی که این پیش فرش را در سیره ائمّه علیهم السلام پذیرفته اند، وقتی می خواهند قیام یا عدم قیام یک امام را توضیح

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه