- مقدمه 1
- اشاره 4
- 1 وحی 4
- 2- وحی به زنبور عسل 10
- 1- وحی به مادر موسی 10
- 3- وحی به ملائکه 11
- 4- وحی به آسمان 11
- 5- وحی به حواریین 12
- 6- وحی زکریا به قوم خود 12
- 7- وحی به بنده خاص خدا 12
- 2 کتاب های آسمانی 35
- اشاره 51
- 3 قرآن معجزه جاوید محمّد (ص) 51
- 1- الفاظ قرآن 53
- 2- معانی قرآن 55
- 4 جمع آوری قرآن 62
- اشاره 68
- 5 اسامی و صفات قرآن 68
- 1- قرآن 69
- 3- کتاب 70
- 2- فرقان 70
- 4- ذکر 71
- 5- تنزیل 71
- 6- کلام اللّه 71
- 9- حکم 72
- 8- نور 72
- 7- بیان 72
- اشاره 72
- 1- مبین 73
- 3- مبارک 74
- 4- کریم 74
- 2- حکیم 74
- 5- مجید 75
- 6- عجب 75
- 7- فصل 76
- 8- عزیز 76
- 9- غیر ذی عوج 76
- 10- بشیر و نذیر 77
- 1- آیه 78
- اشاره 78
- 6 کیفیت صوری قرآن، آیه- سوره 78
- اشاره 78
- 1- علامت و نشانه 79
- 3- امر عجیب و شگفت آور 80
- 2- جماعت 80
- اشاره 83
- 2- سوره 83
- 3- مثانی 85
- 1- سبع طوال 85
- 4- مفصل 86
- 3- مئون 86
- اشاره 86
- 1- سوره حمد 87
- 2- سوره ملک 87
- 3- سوره صف 88
- ب: ترتیب موجود 89
- الف: ترتیب الفبایی 89
- ج: ترتیب نزول 89
- الف: یک حرفی 98
- ب: دو حرفی 98
- ج: سه حرفی 98
- 3- اشاره به اسم و یا صفتی از خدا 99
- 2- نام سوره ها 99
- د: چهار حرفی 99
- ه: پنج حرفی 99
- 1- جز خدا کسی نمی داند 99
- 5- سوگندهای قرآن 100
- 4- حروف پراکنده اسم اعظم 100
- 6- برای ساکت کردن مردم 101
- 7- قرآن از همین حروف است 101
- 7 ظاهر و باطن قرآن 103
- 8 آیات مکی و مدنی 106
- اشاره 113
- 9 آیات محکم و متشابه 113
- ب: همه قرآن متشابه است. 117
- الف: همه قرآن محکم است. 117
- ج: برخی از آیات محکم و برخی متشابهند 117
- 10ناسخ و منسوخ 120
- 11شأن نزول آیات 127
- اشاره 133
- 12تفسیر 133
- الف: نمونه های تفسیر شیعه 137
- ب- نمونه های تفسیر عرفانی 139
- 13تأویل 143
- 14محتویات قرآن 152
- اشاره 152
- اشاره 153
- 1- خدا 153
- الف- اسما و اوصاف مفرد و بسیط 154
- ب- اسما و صفات مرکب 158
- حشر، آیات 22- 24 162
- 2- رسولان الهی 165
- 3- محمّد (ص) 179
- 4- آفرینش 185
- اشاره 185
- الف: آفرینش آسمان ها و زمین 188
- ب: آفرینش دریاها 189
- پ: آفرینش هر چه در زمین است 189
- ت: آفرینش انسان 190
- ج: آفرینش شب و روز، و خورشید و ماه 192
- ث: آفرینش مرد و زن 192
- 5- انسان 193
- ک- آفرینش مرگ و زندگی 193
- 6- اجتماعیات 198
- 7- اخلاق و عرفان 203
- اشاره 203
- الف: در حوزه اخلاق 205
- ب: در حوزه عرفان 207
- 8- عقل و فلسفه 209
- 9- علم و دانش 215
- اشاره 215
- الف- آموختن علم به داود (ع) و سلیمان (ع) 221
- ب: آموختن و دادن حکم و علم به لوط (ع) 222
- پ: آموختن و ارائه علم و کتاب به موسی و عیسی (ع) 222
- ت: ارائه کتاب و حکم به یحیی (ع) 223
- ج: آموختن علم تأویل احادیث به یوسف (ع) 223
- ث: ارائه حکمت به لقمان (ع) 223
- چ: آموختن علم به خضر (ع) 224
- الف: دعوت به تفکر 224
- ب: دعوت به تعقل 226
- پ: دعوت به سیر و گشت 227
- ت: دعوت به نظر. 228
- ث: اولی الالباب 229
- ج: ذکر 230
- چ: فقه و تفقه 231
- ح: بصیرت 232
- خ: برهان 233
- ر: علم 234
- د: نهی 234
- ذ: توسّم 234
- ز: یقین و ایقان 236
- ژ: معرفت و عرفان 237
- الف: نگاه و دقت در خلقت خود 242
- ب: نگاه و دقت در خلقت حیوانات 247
- پ: نگاه و دقت در خلقت هستی 248
- 10- قصص و حکایات 253
- اشاره 261
- 11- تاریخ و امم 261
- 1- قوم نوح 269
- 2- قوم عاد 271
- 3- قوم ثمود 274
- 4- قوم لوط 276
- 5- قوم شعیب (مدین) 277
- 12- تمثیلات 284
- 13- دنیا و آخرت 287
- 15نزول، انزال و تنزیل 300
- 16سوگندهای قرآن 307
- اشاره 307
- 1- سوگند به خدا 310
- الف: سوگند به مسائل اعتقادی. 310
- 2- سوگند به رسول خدا، محمد مصطفی (ص) 311
- 3- سوگند به قیامت 311
- 5- سوگند به ملائکه 312
- 4- سوگند به قرآن 312
- 6- سوگند به ذات انسان 313
- ب- سوگند به مسائل طبیعی 314
- 1- 1- آسمان 314
- 1- 2- زمین 314
- 1: مکان ها 314
- 1- 4- دریا 315
- 1- 3- کوه 315
- 1- 5- شهر مکه 316
- 2- زمانها 316
- 2- 1- صبح: سحرگاهان 316
- 2- 3- ضحی: 317
- 3- پدیده های طبیعی 317
- 2- 4- عصر: 317
- 2- 2- فجر: 317
- 3- 1- لیل 317
- 4- اشیاء و حیوان 318
- 4- 1- خورشید 318
- 3- 2- نهار 318
- 4- 2- ماه 319
- 4- 3- ستارگان 319
- ج- سوگند به گیاهان 320
- د- سوگند به پدر و مادر 320
- 1 و 2- تین و زیتون 320
- 4- 4- اسبان پیکارگر 320
- 3- کتاب 321
- 1 و 2- قلم و نوشته 321
- ه- سوگند به آثار فرهنگی 321
- 17لغات غیر عربی قرآن 325
- 1- هدایت و رحمت 336
- اشاره 336
- 18اهداف قرآن 336
- 2- بشارت و انذار 338
- 3- ذکر 340
- 4- تفکر و اندیشه 341
- 19طبقات قراء 344
- 20اعجاز قرآن 351
- اشاره 351
- 1- معجزات حضرت موسی (ع) 353
- 2- معجزات حضرت عیسی (ع) 359
- 3- معجزات حضرت محمّد (ص) 360
- اشاره 409
- 1- در کلام رسول خدا محمّد مصطفی (ص) 409
- 21قرآن در کلام بزرگان 409
- 2- در کلام امیر المؤمنین علی (ع) 411
- 3- در کلام حضرت سجاد (ع) 414
که به اختصار از آن سخن خواهیم گفت.
اعجاز در لغت به معنای عاجز کردن و ناتوان
ساختن است. به عبارت دیگر انجام عملی است که دیگران از انجام آن عاجزند. و در حقیقت وسیله ای است که رسولان برای صدق نبوّتشان ارائه می دهند که جز به اذن خدای لایزال به انجام نمی رسد.
این از نکاتی است که در قرآن کریم بارها و بارها نسبت به آن اشاره شده است. از جمله آیه ای است که می فرماید: ما کانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَهٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ «1» هیچ فرستاده ای توانا نیست که آیه ای بیاورد جز به اجازه و اراده خداوند.
پس اعجاز پیامبران به قدرت و اجازه حضرت حق است و بی اذن او هیچ کس قادر به انجام معجزه نیست. از جمله کسانی که معجزات فراوانی داشته اند یکی حضرت عیسی بن مریم (ع) است، و قرآن مجید که خبر دهنده از اعجازهای متعدّد اوست با صراحت بیان می دارد که هر معجزه ای با اذن و قدرت الهی صورت می گرفته است. کما این که در این کتاب آسمانی می خوانیم:
وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنْفُخُ فِیها فَتَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِی وَ تُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِی وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتی بِإِذْنِی. «2»
و نیز در سوره شریفه آل عمران، آیه 49 می خوانیم: وَ رَسُولًا إِلی بَنِی إِسْرائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْیِ الْمَوْتی بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُکُمْ بِما تَأْکُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَهً لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ.
آب و گل چون از دم عیسی چریدبال و پر بگشاده مرغی شد پرید «3»
______________________________
(1) مؤمن/ 78.
(2) مائده/ 110.
(3) مثنوی، دفتر اوّل، ب 865.
سروش آسمانی سیری
در مفاهیم قرآنی، ص: 64
معجزه عملی است خارق العاده، امّا هر عمل خارق العاده ای معجزه نیست، و هر کس که عمل خارق العاده انجام دهد نیز پیامبر نیست. این از نکاتی است که باید در آن ژرف نگریست و در صورت رؤیت به آسانی تسلیم نشد.
بسیارند کسانی که می توانند کارهای خارق العاده و محیّر العقول انجام دهند امّا همه این اعمال به گونه ای است که می توان همانند آن را آورد و یا گاهی حتّی می توان آن ها را خنثی و یا باطل کرد و یا از انجام آن با القای نیرویی برتر مانع شد. این قسمت اخیر از مواردی است که بارها توسط کسانی که در این وادی سیر کرده اند مشاهده شده و به اثبات رسیده است. یعنی کسانی بودند و هنوز هم هستند کسانی که کاری خاص را که نتیجه ریاضت و تمریناتشان است به انجام برسانند امّا با همه مهارتی که در انجام کارهای خاص دارند گاه در شرایط زمانی و مکانی خاصی از عهده آن کار عاجز می شوند و گاه با حضور شخصی خاص از عهده انجام کار معهود برنمی آیند.
به هر جهت این سخن را از آن رو گفتیم که هر کرامتی را معجزه نپندارید و هر صاحب کرامت و خوارق را پیامبر ندانید هر چند که داعیه دار این منصب سخت و گران باشند، چه معجزه نشانی از نبوت است نه عین نبوت و هر آن کس که معجزه ای داشته باشد باید ده ها نشانه دیگر نیز داشته باشد که صاحبان خوارق عادت و عالمان کرامت از داشتن آن همه نیز عاجز و ناتوانند.
باری معجزه و آن چه که به واسطه انبیای عظام الهی به بار نشسته
بر دو گونه است، گونه ای اجابت حواس آدمی را می کند و برخی نیز به مسائل ذهنی و روحی و حالات بی کرانه باطنی انسان پاسخ می دهد، بدیهی است که این دو معجزه یکدست و یکسان نیستند و مصادیق شان نیز یکسان نیست. آن کس که طالب معجزه جسمی و حسّی مادی است نشانگر آن است که از عوالم بلند روح و نفس مجرد فرسنگ ها فاصله دارد و بدیهی است که چشم او را حرکتی صوری پر می کند، معجزه ای که بتواند به چشم او بنشیند و عیان گردد. و آن کس که صاحب خرد است و در جهان های پهناور ماورای حسّ ظاهری سیر می کند بدیهی است که به این گونه معجزات و کرامات وقع نمی نهد، هر چند که