سروش آسمانی سیری در مفاهیم قرآنی صفحه 9

صفحه 9

نمود با اطلاعات مهمّی که از حدیث به دست می آید تکمیل کنیم. در حدیثی بسیار مشهور که به عایشه منسوب است چنین آمده است: حارث بن هشام زمانی از پیغمبر پرسید که: ای رسول اللّه! وحی چگونه به تو می رسد؟ و آن حضرت در پاسخ وی گفت: گاه همچون صدای زنگ زدن ناقوس (مثل صلصله الجرس). و این دردناک ترین راه رسیدن وحی به من است، سپس مرا ترک می کند و من از آن بانگ می فهمم (وعیت) که او (خدا) چه می خواسته است به من بگوید. در این جا باید توجه به کلمه وعیت در جمله اخیر معطوف شود که چنان که ابن خلدون مدت ها پیش به آن اشاره کرده، حایز کمال اهمیّت است. آن چه حضرت محمد (ص) می خواهد بیان کند ظاهرا این است که هنگام دریافت وحی خود آگاهی از شنیدن کلمات بیان شده قابل فهم ندارد، همه آن چه می شنود چیزی شبیه یک صدای اسرار آمیز غیر قابل تشخیص (دویّ) است ولی هنگامی که این صدا قطع می شود و به سطح متعارفی خود آگاهی بشری باز می گردد، آن وقت بر وی معلوم می شود که صدای نامتمایز قبلی به کلمات متمایز با معنی تبدیل شده است.

صورت قرائت مثل صلصله الجرس بدان گونه که

معمولا تصوّر می شود قطعی نیست. کلمه الجرس (زنگ) ممکن است الجرس خوانده شود که در این صورت معنی عبارت می شود: همچون صدای خفیف و نامتمایز. علاوه بر این، قرائت های دیگری نیز روایت شده است: مثل صدای کوبیدن یک فلز، مثل صدای به هم خوردن بال پرنده و غیره در همه این احوال آن چه شنیده می شود همیشه صدای اسرار آمیز و غیر متمایز است.

پس از آن گونه سوم، یعنی ارتباط شفاهی به وسیله یک پیامبر سان خاصّ است؛ در این جا حضرت محمد (ص) نه تنها کلمات تکلّم شده را می شنود، بلکه عملا شخص سخن گو را می بیند. و نیمه باز مانده حدیث یاد شده به همین گونه سوم مربوط می شود. و آن چنین است که حضرت رسول (ص) به دنبال سخنان پیشین خود به حارث بن هشام گفت: و گاه فرشته به صورت یک انسان بر من آشکار می شود و با من سخن می گوید و در این حالت من بلافاصله آن چه را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه