درسنامه مهدویت صفحه 105

صفحه 105

مادرش فاطمه دختر امام حسین  علیه السلام بود.

پسرش محمد، مشهور به نفس زکیّه، شخص عابد، زاهد، فاضل، فرهیخته و از هر جهت فرد شایسته ای بود، که این شایستگی ها موجب هلاکت او گردید.

ابوالفرج اصفهانی می نویسد:

نفس زکیّه از دوران کودکی خود را مهدی می خواند و به هنگام اظهار دعوت به صراحت گفت:

شما هیچ شک و تردیدی ندارید که من همان مهدی موعود هستم!!(1)

با کمال تأسف پدرش عبد اللّه محض نیز او را مهدی می خواند و با صراحت می گفت:

لَقَدْ عَلِمْتُم أَنَّ اِبْنی هذا هُوَ الْمَهْدِیُّ، فَهَلُمَّ فَلْنُبایِعْهُ؛

به راستی می دانید که این فرزند من مهدی است، پس بیاید همگی با او بیعت کنیم.(2)

روزی که در «ابواء» برای بیعت با او گرد آمده بودند، سفاح و منصور نیز در میان بیعت کنندگان بودند، منصور می گفت: همه ی گردن ها به سوی این جوان کشیده شده، احدی مقبولیت اورا ندارد، پس همه ی حاضران با او بیعت کردند.(3)

در آن هنگام امام جعفر صادق  علیه السلام وارد شد، همگان برخاستند و احترام کردند، عبداللّه آن حضرت را در کنار خود نشانید و عرضه داشت:


1- [1] _ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطّالبیین، ص 203.
2- [2] _ شیخ مفید، الارشاد، ج 2، ص 191.
3- [3] _ همان.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه