- اشاره 1
- درس اوّل: مدخل 1
- راز و رمز این همه سوز و گداز 6
- اشاره 10
- ضرورت وجود امام 12
- اشاره 13
- 1. عصمت 13
- 2. نص 14
- 3. افضلیّت 15
- اشاره 19
- تفسیر زمان 23
- اشاره 27
- دیگر شاهدان عینی 30
- اشاره 34
- اعتراف علمای عامّه 37
- اشاره 42
- 2. تورات 43
- 3. انجیل 46
- اشاره 51
- احادیث مهدوی در منابع قرن دوم هجری 53
- احادیث مهدویت در قدیم ترین اثر اهل سنت 55
- اشاره 57
- کتابنامه ملاحم و فتن یا نشانه های ظهور 59
- تابلوهای راهنمایی 59
- شمارشگر معکوس 62
- اشاره 65
- القاب سفیانی 66
- نام سفیانی 66
- نسبت سفیانی 67
- اوصاف جسمی و روحی او 68
- کارنامه ی سیاه سفیانی 69
- دو نکته ی مهم 71
- اشاره 72
- محل خروج یمانی 72
- زمان خروج یمانی 73
- پرچم یمانی 74
- کارکرد یمانی 77
- شناسنامه ی یمانی 78
- لزوم همیاری با سپاه یمانی 78
- واژگان 82
- اشاره 82
- محتوای بانگ آسمانی 84
- زبان بانگ آسمانی 87
- زمان بانگ آسمانی 88
- گستره ی بانگ آسمانی 90
- بانگ شیطان 90
- اشاره 92
- خسف بیداء در منطق وحی 93
- هدف از لشکرکشی 96
- خسف در امت اسلامی 97
- جایگاه سرزمین بیداء 98
- پیام خسف بیداء 99
- هویت سپاه بیداء 99
- اشاره 102
- 1. نفس زکیّه معاصر حضرت موسی علیه السلام 102
- 2. نفس زکیّه، معاصر امام صادق علیه السلام 104
- 3. نفس زکیّه در آستانه ی ظهور 108
- نام و نسب نفس زکیّه 109
- زمان و مکان شهادت 110
- 1. آبادانی جهان 113
- اشاره 113
- 3. بهداشت جهانی 114
- 5. بی نیازی از انرژی خورشیدی 115
- 4. شکوفایی علم و فرهنگ 115
- 7. بی نیازی همگان 116
- 8. رفاه همگانی 116
- 11. آشتی فرا ملی 117
- 9. خدمت رسانی 117
- 10. عدالت فراگیر 117
- 14. حکومت جوان 118
- 13. فرماندهان لشکری و کشوری 118
- 15. بر تارک عرفان 119
- 17. فرمانروای محبوب 119
- 16. رشک ملک 119
- 18. فرمانروای مهربان 120
- 19. دلرباترین فرمانروا 120
- اشاره 121
- 2) دعا برای تعجیل در امر فرج 126
- 1) پایداری در دین 126
- اشاره 129
- عوامل تأخیر در امر فرج 133
- فضیلت انتظار فرج 136
- اشاره 140
- گلواژه ی انتظار در کتب پیامبران پیشین 143
- ضرورت انتظار منجی در آموزه های یهود 147
است، و آن شبی است که خدای تبارک و تعالی حجّتش را، که حجت خدا در روی زمین است، در آن پدید خواهد آورد.
حکیمه گوید پرسیدم مادرش کیست؟
فرمود: «نرجس»
عرض کردم: جانم به فدایت، هیچ اثر حملی در او نمی بینم!
فرمود: آری، ولی حقیقت همان است که به تو گفتم.
حکیمه خاتون در اطاق حضرت نرجس مشغول تهجّد و عبادت می شود، در آستانه ی طلوع فجر دچار تردید می گردد، که امام عسکری علیه السلاماز اطاق خود بانک می زند که:
لا تَعْجَلی یا عَمَّهُ فَهاکِ الأَمْرُ قَدْ قَرُبَ؛
عمه جان شتاب نکن، آگاه باش که وعده ی الهی نزدیک است.
حکیمه مشغول تلاوت سوره یس و الم سجده می شود، ناگهان حضرت نرجس مضطرب و هراسان بر می خیزد.
حکیمه خاتون به سویش دویده، می پرسد: آیا چیزی حسّ می کنی؟ می گوید: بلی، عمّه جان.
حکیمه گوید: یک لحظه حالت بی خبری مرا گرفت، ناگهان متوجّه شدم که نور یزدان قدم در عرصه ی گیتی نهاده و پیشانی عبودیت بر آستان معبود نهاده است.
نوزاد را در آغوش کشیدم و دیدم پاک و پاکیزه است.
همان لحظه صدای امام عسکری علیه السلام را شنیدم که بانگ زد:
هَلُمِّی اِلَیَّ إِبْنی یا عَمَّهُ
عمّه جان پسرم را پیش من بیاور.
حجت خدا را نزد پدر بردم، یک دست خود را بر پشت و دست دیگرش را