مسجد مقدس جمکران تجلیگاه صاحب الزمان (عج) صفحه 100

صفحه 100

از امام زمان (ع) در مسجد مقدس جمکران شفا گرفتم

آقای حسین آقای شوفر می گفت در زمان طفولیت مادرم فوت شده بود و پدرم زن دیگری گرفته بود ، من ناراحت بودم و از اراک وطن اصلی ام فرار کردم و مشغول رانندگی شدم و کم کم شغل میکانیکی را یاد گرفتم و در کارخانه ای که مال یهودی ها بود مشغول میکانیکی شدم ، در این بین مبتلا به کمر درد شدیدی گردیدم که فوق العاده مرا ناراحت کرده بود . برای معالجه به اطباء زیادی مراجعه کردم و عکسهای بسیاری از کمر من برداشتند حتی به خارج از کشور رفتم و مرا عمل جراحی کردند . ولی همچنان کمردرد مرا اذیت می کرد و نتیجه ای از آن همه معالجات حاصلم نشد ، یعنی اطباء به من گفتند که عصب موضع درد ضعیف شده و علاجی ندارد .

لذا من به مسجد مقدس جمکران رفتم و به حضرت بقیه الله ارواحنا فداه متوسل شدم و چند روز در قهوه خانه جمکران ماندم ولی نتیجه ای نگرفته و به قم برگشتم . شبی در خواب دیدم که به من می گویند از ماندن در قهوه خانه که انسان نتیجه ای حاصلش نمی شود ، بلکه باید در خود مسجد بیتوته کنی تا به مقصد برسی . من مجددا به مسجد جمکران برگشتم و قصد داشتم در ایام البیض ماه رجب عمل ام داود را بجا بیاورم . شبی در مسجد تنها بودم ، هیچکس در آنجا نبود ، اعمال مسجد را انجام داده بودم ، ناگهان دیدم سید جلیل القدری که تمام لباسهایش سبز بود و نور غیر زننده ای آن سبزی را احاطه کرده بود در کنار من در میان مسجد نشسته ، من هم در آن موقع در نهایت ناراحتی بودم ، کمرم در آن لحظه به شدت درد می کرد .

آن آقا رو به من کرد و فرمود : چه دردی داری ؟

گفتم : مدتی است که کمرم سخت درد می کند .

آن آقا نزدیک من آمدند و دست روی مهره های پشت من کشیدند و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه