مسجد مقدس جمکران تجلیگاه صاحب الزمان (عج) صفحه 121

صفحه 121

1- 59. انوار المشعشعین ، صفحه 202 .

قبل ناگاه دیدم مسجد نور عجیب و بوی خوشی دارد ، به اطراف نگاه کردم ، دیدم مولا امیرمؤ منین و امام حسین و قمر بنی هاشم و امام زمان (علیهم السلام) در مسجد حضور دارند ، با دیدن آنها دست و پای خود را گم کردم ، نمی دانستم چه کنم که ناگاه آقا امام زمان (ع) به طرف من نگاه کردند و لطف ایشان شامل حال من شد .

به من فرمودند : شما خوب شدید ، بروید به دیگران بگوئید برای ظهورم دعا کنند ، که ظهور انشاء الله نزدیک است . و باز فرمودند : امشب عزاداری خوب و مفصلی در این مکان برقرار می شود که ما در اینجا می باشیم .

خادم می گوید : مرد شفا یافته یک انگشتری طلا به دفتر هدایا داد و خوشحال رفت . مسجد خلوت بود ، آخر شب هیئتی از تبریز به جمکران آمد و به عزاداری و نوحه خوانی پرداختند و مجلس بسیار با حال و انقلاب و سوزناک بود ، در اینجا من به یاد حرف آن برادر افتادم . (1)

عنایت فرزند

آقای امیری می گوید : شانزده سال بود که ازدواج کرده بودم ولی صاحب فرزند نمی شدم ، متوسل به همه دکترها ، داروها و پزشکان جسمی شده بودم ، اما نتیجه نگرفته بودم ، همه اطباء بر این عقیده بودند که زن و شوهر سلامتیم ، ولی علت بچه دار نشدن ما را نمی دانستند . چند سال پیش متوسل به آقا امام رضا (ع) شدم و به پابوس حضرت شتافتم . حضرت فرزندی به ما عنایت کرد ، ولی فرزندم زنده نماند .

خلاصه از همه جا ناامید شده بودم ، زندگیم داشت متلاشی می شد ،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه