مسجد مقدس جمکران تجلیگاه صاحب الزمان (عج) صفحه 124

صفحه 124

1- 62. علی معماریان ، از قم ، 7/1/1371 .

شب چهلم ، شب چهارشنبه 19 ماه مبارک رمضان بود ، شب در حین خدمت دیدم خیلی خسته ام و خوابم می آید ، رفتم داخل یکی از کفشداریها خوابیدم . حدود ساعت 1 نیمه شب در خواب دیدم وارد در حیاط مسجد جمکران آشغال جمع می کنم یک مرتبه آقائی جلو آمد و فرمود : آقا سید داری نظافت می کنی ؟ بیا برویم داخل مسجد کمی حرف بزنیم ، با آقا داخل مسجد رفتم ، دیدم 4 نفر دیگر هم آنجا هستند ، نزدیک آنها نشستم و آقا فرمودند : آقا سید مثل اینکه کسالتی داری ؟ گفتم : بله آقا جبهه مجروح شدم ، آقا با دست مبارک بر سرم کشید و فرمود : انشاءالله خوب می شوی ، دستی به کمر و پایم کشید ، در عالم خواب بسیار راحت شدم ، دیدم حضرت علی (ع) با فرق خونین ، حضرت محمد (ص) و حضرت زهرا (س) با پهلوی شکسته و حضرت معصومه (س) در حال گریه کردن بود . از آقا جریان را پرسیدم ، امام زمان (ع) فرمود : حضرت معصومه (س) شکایت دارند که به حرم ایشان بی احترامی می کنند . سپس امام یک دانه خرما و قدری آب به من دادند و فرمودند : بخور که فردا می خواهی روزه بگیری ، از خواب بیدار شدم ، دیدم از ترکشها خبری نیست و خیلی حالم خوب است و راحت شدم . (1)

زندگی کردن دختر مرده

اهل عربستان سعودی است ، در مسجد مقدس جمکران می گوید : ما اهل تسنن بودیم ، اهل تسنن اسم فاطمه و زینب را برای بچه ها خود نمی دانند و عقیده دارند هر بچه ای که به این نام باشد به زودی می میرد .

اما من همسری داشتم که فاطمه نام داشت و در اولین زایمان نیز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه