مسجد مقدس جمکران تجلیگاه صاحب الزمان (عج) صفحه 95

صفحه 95

1- 48. داستانهای شگفت ، اثر آیه الله شهید دستغیب ، حکایت 108 ، ص 217 .

ماشین رو نداشت ، عاشقان امام زمان پیاده به مسجد می رفتند .)

در حال وحشت بودیم و می ترسیدیم ، یک وقت دیدم آقائی به من فرمود راه جمکران از این طرف است ، من هم به خانمها گفتم آقا می فرماید راه مسجد مقدس جمکران از این طرف است ، آنها نگاه کردند ولی آقا را ندیدند ، من دوباره نگاه کردم دیدم آقا بار دوم فرمودند از اینطرف به مسجد مقدس جمکران می روید ، با دست مبارک اشاره به مسجد نمودند .

به حاج رضا بگوئید خداوند به ایشان بچه خواهد داد

در سال 1362 بود برای دیدن آقای حاج رضا شفائی که از مکه معظمه آمده بودند با دوست محترم آقای ملا حسینی رفتیم ، بعد از صرف نهار که جمعیت هم زیاد بودند آقای ملا حسینی پیشنهاد کردند که دعا کنیم ، بلکه خداوند به ایشان بچه عنایت فرماید (ایشان حدود 7 سال بود ازدواج کرده بودند ، ولی بچه دار نمی شدند) حقیر سر سفره دعا کردم و آقایان محترم آمین گفتند .

بعد از ظهر همین روز به مسجد مقدس جمکران رفتم ، نماز آقا امام زمان علیه السلام خواندم ، آقا را به حق مادرش فاطمه زهرا سلام الله علیها قسم دادم که عنایت فرماید تا خداوند بچه ای به این دوست محترم عطا فرماید ، همین شب در خواب دیدم سید بزرگواری وارد خانه شد ، حضرت فرمودند به حاج رضا بگوئید نگران نباشد ، امسال خداوند به ایشان بچه خواهد داد و آن بچه دختر است ، از برکات مسجد مقدس جمکران و عنایت صاحب الزمان همینطور هم شد ، فعلا ایشان سه تا دختر دارد .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه