- مقدمه ناشر 1
- اشاره 16
- مسجد مقدس جمکران 23
- تاریخچه مسجد صاحب الزمان علیه السلام 25
- فضیلت خواندن نماز در مسجد جمکران 26
- اشاره 32
- آیت الله العظمی خوانساری پیاده به مسجد جمکران می رود 33
- آیت الله العظمی آقای حجت در مسجد مقدس جمکران 36
- نظریه آیه الله العظمی بروجردی درباره مسجد مقدس جمکران 37
- سخنان حضرت آیه الله العظمی آقای بروجردی 37
- حضرت امام خمینی قدس سره الشریف در مسجد مقدس جمکران 38
- آیه الله شیخ محمد تقی بافقی در مسجد جمکران 45
- روحانیت مسجد جمکران 47
- بیشتر از پانصد مرتبه به مسجد شریف جمکران مشرف شدم 47
- چند سوال ضروری درباره مسجد جمکران واعمال آن 49
- سخنان حضرت آیه الله حاج شیخ محمد تقی بهجت 51
- سخنان حضرت آیه الله حاج شیخ حسین نوری درباره مسجد جمکران 53
- نظر آیه الله محسنی ملایری درباره مسجد مقدس جمکران 56
- سخنان آیت الله مجتهدی تهرانی 57
- حضرات آیات پیاده به مسجد مقدس جمکران می روند 59
- سخنان آیه الله بنی فضل 60
- نظر آیت الله حاج شیخ علی پناه الاشتهاردی 62
- اشاره 65
- نتیجه توسل به امام زمان (ع) در مسجد جمکران 70
- سخنان آیت الله بدلا درباره مسجد جمکران 75
- نیاز به عمل نشد 76
- دیدار با امام زمان (ع) 77
- برو به مسجد جمکران 77
- عنایت صاحب الزمان (ع) 82
- امام زمان (ع) کمک کرد 83
- حجه الاسلام و المسلمین واعظ شهیر آقای نظری نقل کردند 84
- مسجد جمکران 85
- اگر شفائی هست در مسجد مقدس جمکران است 86
- از مسجد مقدس جمکران نتیجه گرفتم 87
- توسل به صاحب الزمان در مسجد مقدس جمکران قم 88
- امام زمان (ع) در مسجد مقدس جمکران 91
- آقا راه مسجد مقدس جمکران را به ما نشان دادند 94
- به حاج رضا بگوئید خداوند به ایشان بچه خواهد داد 95
- مرحوم آیه الله قاضی در مسجد مقدس جمکران 97
- از کدام راه به مسجد مقدس جمکران می آئی 98
- کراماتی که از مسجد مقدس جمکران دیدم 107
- مشکل من حل شد 109
- با امام زمان (عج) مسجد مقدس جمکران را تعمیر می کردیم 110
- صاحب الزمان شفا داد 112
- هر پولی خرج مصرف مسجد مقدس جمکران نمی شود 112
- شش ماه در مسجد مقدس جمکران ماند تا امام زمان (ع) را ملاقات کرد 117
- شفای مفلوج ، سفارش به دعای فرج 120
- عنایت فرزند 121
- حل مشکل ازدواج 122
- شفای مجروح و معلول جنگ 123
- زندگی کردن دختر مرده 124
- شفای ضایعه نخاع کمر 125
- حل مشکل خانوادگی 127
- شفای ناراحتی کلیه مادرزاد 128
- شفای بیمار قلبی مادرزاد 129
- شفای ناراحتی اعصاب و روان 130
- مشکل خرید خانه 131
- شفای سرطانی 132
- شفای پیوند انگشتان 133
- خانه را از امام زمان (ع) می گیرم 134
- نذر به مسجد مقدس جمکران 135
- مسجد جمکران نیایشگاه فقهای اسلام 136
- زبان حال همه شیفتگان امام زمان (ع) در مسجد مقدس جمکران 137
- از توجهات امام زمان (ع) استخوان سیاه سفید می شود 138
- هر چه دارم از امام زمان (ع) و مسجد مقدس جمکران است 139
- اشاره 140
- کعبه جان 143
- به یاد مسجد جمکران 148
- رباعیات 149
- مسجد جمکران سرزمین دیدار 150
- یا صاحب الزمان (عج) 151
- مسجد مقدس جمکران 152
- مسجد جمکران 152
- قصیده 153
- امید امیدواران 154
- گل نرگس 155
- گل شاداب 156
- در استغاثه بحضرت مهدی (عج) 159
- غزل 164
- غزل 164
- شمشیر کجت راست کند قامت دین را 165
- مهدی جان 168
- یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد 170
- اشاره 173
- حسب و نسب حضرت مهدی موعود علیه السلام 175
- ده شمائل 175
- غیبت صاحب الزمان علیه السلام 176
- مهدی موعود در احادیث 180
- بالای سر حضرت مهدی علیه السلام فرشته ای است 184
- مهدی فرزند فاطمه علیهاالسلام است 185
- چند نمونه از وظایف شیعیان و عاشقان امام زمان علیه السلام 185
- چند نمونه از شباهت امام زمان علیه السلام به پیغمبران علیهم السلام 187
- من بقیه الله هستم 195
- صاحب الزمان با شما سخن می گوید 195
- هیچ چیز از شما بر ما پوشیده نیست 195
- حق با ما است 196
- من قائم آل محمد هستم 196
- من امام اهل زمینم 196
- اشاره 198
- دعای توسل 201
- فضیلت دعای حضرت حجت علیه السلام 206
- دعای عهد 207
- زیارت مبارکه آل یاسین 210
- دعای بعد از زیارت آل یس 216
- دعای حضرت مهدی علیه السلام 220
- تسبیح امام زمان (عج) از روز هیجدهم تا آخر ماه 221
- دعا جهت سلامتی امام زمان علیه السلام 222
1- 50. ملاقات با امام زمان ، ج 1 ، ص 81 .
آب نداشتند ، ظرف آب را گرفتم تا بروم از آب انبار نزدیک مسجد و آب بیاورم . نصف پله ها را رفتم ، وسط آنجا چراغ نفتی نصب کرده بودند ، یک وقت متوجه شدم آقائی دارد بالا می آید ، سلام کردم با محبت جواب داد و از من احوالپرسی کرد مثل کسی که سالهاست با من رفیق و آشناست ، فرمودند : مسجد آمدی ؟ گفتم : آری ، پرسید چند هفته است ؟ گفتم : هفته چهلم است ، پرسید حاجتی داری ؟ گفتم : آری ، گفت : برآورده شده ؟ گفتم : نه . فرمود از کدام راه می آئی ؟ عرض کردم از جاده قدیم (آسیاب لتون) فرمود بین باغ آقا و آسیاب دو سه پل است شما وقتی از پل اول که بالا می روی شیخ محمد تقی بافقی را می بینی که می آید در حالی که عبایش را زیر بغل گذاشته و سنگها را از جاده به کنار می ریزد ، این برخورد را به او بگو و سلام مرا به او برسان و بگو از آنچه ما نزد تو داریم یک مقدار به تو بدهد .
وقت بازگشت من از همان راه که بر می گشتم در همان مکان برخورد به شیخ محمد تقی بافقی یزدی نمودم که عبا زیر بغل گذاشته ، خم می شد سنگها را از جاده به کناری می ریخت ، چون به او برخورد کردم و جریان را تعریف نمودم و گفتم آقا ترا سلام رسانید ، نشست آنقدر گریه کرد ، بعد گفت : آقا دگر چه فرمود ؟ گفتم فرمود از آنچه که از نزد شماست مقداری به من بدهید ، کیسه ای در آورد و مقداری پول خرد که داخل کیسه بود کف دست ریخت و چند قرانی به من داد و گفتند دیگر آقا مطلبی نفرمود ، گفتم نه ، گفت خدا به شما خیر و برکت دهد و رفت ، بعد از این جریان من وضعم خوب شد و اوضاع کارم روبراه شد .