حزب رستاخیز؛ اشتباه بزرگ صفحه 151

صفحه 151

شناختی جدی از خواسته ها و تمایلات و نیازهای جامعه ایرانی نداشت، بلکه، برای دولتمردان ریز و درشتش هم اعتباری قائل نبود. شاه حتی نپذیرفت که درباره تأسیس حزب رستاخیز با اطرافیان خود مشورت کند. حتی گروه پرطمطراق بررسی مسائل ایران که تعداد آنان به 600 تن می رسید، هرگز طرف مشورت شاه قرار نگرفت. به راستی شاه دچار بیماری جنون استبدادخواهی شده بود!

موافقان و مخالفان تأسیس حزب رستاخیز

1- موافقان:

از همان نخستین روزهای آغاز فعالیت حزب رستاخیز گروهی از اندیشه پردازان مدافع رژیم پهلوی در نشریات مختلف کشور به انحاء مختلف کوشیدند از منظر سیاسی، اجتماعی و نیز فلسفی علت وجودی و ضرورت تاریخی تأسیس حزب رستاخیز را تئوریزه کنند و به شبهاتی که از سوی مخالفان نسبت به این پدیده نوظهور در

عرصه سیاسی کشور ابراز شده و می شد پاسخی در خور بدهند. به ویژه، شاه در همان جلسه تاریخی روز یکشنبه 11 اسفند 1353 آشکارا از دانشگاهیان و صاحبان علم و اندیشه تقاضا

کرده بود در تبیین و تحلیل فلسفه وجودی و ضرورت انکارناپذیر تأسیس حزب رستاخیز از هیچ تلاشی فروگذار نکنند. بدون تردید خطاب شاه به کسانی بود که دل در گرو نظام حاکم بر کشور داشتند. همچنان که قریب به اتفاق کسانی که در ارکان حاکمیت موجود کشور سهمی داشتند، در تأیید و تمجید از حزب رستاخیز تردیدی به خود راه ندادند. اما آنچه در اینجا

مدنظر ماست بررسی دیدگاههای کسانی است که به انحاء مختلف در صدد برآمدند از نظر سیاسی، اجتماعی و فلسفی حزب رستاخیز را تئوریزه کرده و ضرورت تاریخی علت وجودی آن را به مستمعین و خوانندگان آثار خود بشناسانند و شاید اجتناب ناپذیر باشد که

جهت اجتناب از اطاله کلام به تشریح دیدگاههای فقط معدودی از موافقان به اصطلاح تئوریک حزب رستاخیز اکتفا کنیم.

در میان نظریه پردازان دوره پهلوی احسان نراقی(1) چهره ای آشناست. وی از معدود


1- . احسان نراقی، فرزند حسن، در سال 1305 در کاشان متولد شد. پس از پایان مقطع متوسطه راهی تهران شد و مدت یک سال در دانشکده حقوق دانشگاه تهران تحصیل کرد 24-1325. سپس برای ادامه تحصیل به ژنو رفت. او طی سالهای 1325-1331، مدرک لیسانس علوم اجتماعی را از دانشگاه همان شهر اخذ نمود. به هنگام تحصیل در دانشگاه ژنو، در سال 1327 جذب کمونیستهای یهودی شد. نراقی پس از پایان تحصیل در مقطع کارشناسی به ایران بازگشت و در 17 شهریور 1332، در اداره آمار عمومی وزارت کشور مشغول کار شد. اما یک سال بعد، به اتهام داشتن افکار مارکسیستی از کار برکنار گردید. پس از آن نراقی برای تکمیل تحصیلات خود عازم پاریس شد و طی سالهای 1334-1336 از دانشکده ادبیات پاریس دکترا گرفت. در حین تحصیل در فرانسه سازمان یونسکو او را به عنوان کارشناس مأمور خاورمیانه و ایران برگزید. در چارچوب همین مأموریت، نراقی علاوه بر ایران از کشورهای مصر، لبنان، سوریه و عراق دیدن کرد. در همین زمان ساواک او را به اتهام فعالیتهای مارکسیستی احضار نمود که نراقی مدعی شد چند سالی است از مرام کمونیستی دست برداشته و بدین نتیجه رسیده است که حکومت مشروطه سلطنتی بهترین نظام سیاسی برای اداره امور ایران است. از همین زمان، احسان نراقی با ساواک ارتباط یافت و طی سالهای بعد، روابطش با آن رو به گسترش نهاد. به طوری که، ساواک موافقت کرد نراقی در دانشگاه تهران به عنوان استاد استخدام شود و به ریاست موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران دست یابد. از این دوره به بعد، این همکاری به اندازه ای گسترش یافت که نراقی به دانشکده مخصوص ساواک هم راه پیدا کرد. همچنین، وی مدتی به عنوان رابط ساواک با جبهه ملی همکاری می کرد. نراقی در سال 1348، از طرف سامان ملل متحد به عنوان رئیس اداره جوانان سازمان آموزش علمی و فرهنگی ملل متحد یونسکو منصوب شد و پس از پایان مأموریت به تهران بازگشت و به تدریس روی آورد. او تا واپسین روزهای حیات رژیم ارتباط نزدیکی با ساواک و شخص نصیری داشت و او را دوست و سرور عزیز خود خطاب می کرد. (به نقل از: مرکز بررسی اسناد تاریخی؛ داریوش همایون به روایت اسناد ساواک، صص 222-223).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه