کرامات یار در جمکران صفحه 15

صفحه 15

خوشا به حال کسی که رفتار، نگاه، حجاب و اعمالش مورد رضایت خدا و اهل بیت باشد، زود به حاجت میرسد. لذا لباس های خود را گرفت و گفت میخواهم به جمکران بروم و از آقا تشکر کنم.

با صد امید بر در این خانه آمدم...

تو که درد آشنای اهل دردی*** تو که دست کسی را رد نکردی

بگو حالا که دل هامان شکستی*** دلت می آید آیا برنگردی؟

*******

آیین دست های شما مهربانی است*** این دست ها کرامتشان آسمانی است

خورشیدی و ماه، ریزه خورِ سفرۀ تو اَند*** آوارۀ محبت تو کهکشانی است

تقویم کل سال ، برایم سه شنبه است*** این روزها هوای دلم جمکرانی است

*******

بچه ای که دستش از نخاع قطع بود

یا صاحب الزّمان (عجل الله تعالی فرجک الشریف) ادرکنی

شب شهادت یکی از ائمه علیهم السلام بود که مصادف با شب چهارشنبه بود. لذا عدۀ زیادی آمده بودند دفتر که به جمکران مشرّف شوند. یک ماشین تکمیل شد. این بندۀ حقیر افتخار خدمتگزاری آنها را پیدا کردم. در بین راه یکی از دوستان، آقائی که با فرزند شش یا هفت ساله آمده بودند به من نشان داد و گفت او مورد عنایت آقا در مسجد مقدس جمکران قرار گرفته است از او سؤال کن. لذا پهلوی او نشستم و از او سؤال کردم او چنین گفت: که فرزندم بر اثر تصادف دست راست او نخاع هایش قطع شد و دستش هیچگونه حرکتی نداشت، تمام هستی ام را

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه