کرامات یار در جمکران صفحه 30

صفحه 30

ناراحتی ندارم.

خدمت آیت اللّه میلانی رسیدم تا جریان را برای ایشان نقل کنم. قبل از اینکه شروع کنم آقا مرا در آغوش گرفتند و چشم های مرا بوسیدند و اشک ریزان فرمودند: خوشبختی است که توفیق زیارت آقا حجه بن الحسن العسگری را پیدا کرده ای. عرض کردم لحظه ای که در خدمتشان بودم و با نگاهی مرا مورد لطف قرار دادند تمام ناراحتیها از بدنم بیرون رفت. می گفتم و هر دو اشک می ریختیم. اللّهمّ عجل لولیک الفرج

مسجد مقدس جمکران دارالشفای دردمندان است.

خوشا به حال هرآن کس که مبتلای رضاست*** تمام دار و ندار من از رضاست

مریض بستر عشقم شفا نمی خواهم ***که مرهم دلم از نسخۀ و دوای رضاست

خدا عنان دل ما به دست تو داده*** امیر دام تو ، اما ز غیر آزاده

*******

پدری که نذر می کند دخترش را به طلبه سیّد شوهر دهد

یا صاحب الزّمان (عجل الله تعالی فرجک الشریف) ادرکنی

یکی از دوستانم به نام حاج علی آقا مافی e اهل قزوین بودند. ایشان هر شب چهارشنبه، کاروان به زیارت مسجد مقدس جمکران می آوردند.

شب عیدی بود که سه روز تعطیل بود. لذا کاروان را بعد از زیارت مسجد مقدس جمکران جهت زیارت شاهچراغ به شیراز بردند، از حقیر دعوت کردند که در خدمتشان باشم. باهم به شیراز رفتیم در حرم دعای توسل توسط حاج آقا ثقفی مدّاحِ کاروان برگزار شد. پس از دعا، آقایی به نام رفیعیان ساکن شیراز آمد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه