کرامات یار در جمکران صفحه 42

صفحه 42

بعد از کمی گشتن، خانه ای پیدا کردم که از هر نظر مناسب بود ولی برای خرید آن20 میلیون کم داشتم.

مدتی هر چه فعالیت کردم و به هر کسی که رو زدم، نشد. خودم و خانواده ام خیلی ناراحت بودیم، چرا که اگر خانه را از دست می دادیم دیگر چنین جایی پیدا نخواهیم کرد. به خانواده ام گفتم ما بی صاحب نیستیم، آقا و مولایمان صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را درِ خانه خدا واسطه قرار می دهیم و از او مدد می خواهیم. هفتۀ گذشته آقا را به خرابه نشینی عمّه جانشان قسم دادم که می خواهم خانواده ام را از پریشانی و مستأجری نجات دهم، و از او کمک خواستم.

چند روز بعد، آقایی که مجتمع های بزرگی را می سازد، نزد من آمد و گفت: می خواهم درب های این ساختمان را شما برایم بسازید. قبول کردم و بعد از توافق قرار داد بستیم. او مبلغ 20 میلیون چِک به من داد و گفت کار را شروع کن و هر وقت هم پول لازم داشتی خبر بده. همانروز رفتم و خانه را خریدم و امروز هم در خانه مستقر شدیم. این هفته آمده ام از آقا و مولایم تشکر کنم و هفتۀ آینده شامِ میهمانهای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بانی باشم.

در مسیر جمکران عطر دل انگیز بهشت ***از نفس های تو بوییدم ولی نشناختم

غفلت من را ببین یک عمر رخسار تو را ***در همه آیینه ها دیدم ولی نشناختم

*******

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه