کرامات یار در جمکران صفحه 46

صفحه 46

صبح آن شب برای آن فامیل، مجلس شادی شد، از لطف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که به منِ روسیاه آبروئی دادند. پدر بچه از من پرسید که به چه طریق می توانم از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تشکر کنم؟ گفتم اگر قبول کردید، دین امام زمان حق است، به دین او مشرّف شوید. مرد مسیحی با کمال میل قبول کرد و او را نزد حجه الاسلام عسکر حیدری که سید بزرگواری است و در مدرسه ای جنب حرم حضرت زینب سلام الله علیها مشغول تدریس است، بُردم و ایشان طی مراسمی، با چند نفر دیگر از خانواده و اقوامش به خاطر این معجزه مسلمان شدند.

مرا به غیر تو نبود پناه مهدی جان ***که من گدایم و هستی تو شاه مهدی جان

در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز ***نگشت حاصل من غیر آه مهدی جان

شها فقیرم و مسکین و بر سر راهت*** نشسته ام به امید یک نگاه مهدی جان

به حق حرمت اجداد خود نما نظری ***ز مرحمت به من رو سیاه مهدی جان

خمید پشت من از بار معصیت شاها ***نموده ام همه عمر اشتباه مهدی جان

*******

جوانی که هشت سال بود بچه دار نمی شد

یا صاحب الزّمان (عجل الله تعالی فرجک الشریف) اردکنی

حدود 12 سال قبل در یک سفرِ دو روزه با جوانی آشنا شدم. طی صحبتهایی که با او داشتم روزی برایم تعریف کرد که حدود 8 سال است ازدواج کرده و از نظر پزشکی و دیگر معالجات از بچه دار شدن محروم می باشم. پرسیدم کجا ساکنی؟ گفت: در تهران. به او گفتم: من دکترِ حاذقی را سراغ دارم به او مراجعه کن حتماً نتیجه میگیری. پرسید کجاست؟ گفتم در مسجد مقدس جمکران در نزدیکی شهر قم که متعلق به آقا صاحب الزّمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

شبهای چهارشنبه عده ای گرفتار و حاجتمند به آنجا می روند و از وجود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه