کرامات یار در جمکران صفحه 52

صفحه 52

روز، منزل همین اقوام نزدیکم بودم و به دعوت ایشان با هم به مجلس ختم رفتیم. وقتی نشستیم ایشان خیلی به حیاط نگاه می کرد و می گفت: عجب حیاطِ با صفایی است، اینجا مخصوص روضه خوانی است، اگر وضع مالی خوبی داشتم حتماً اینجا را می خریدم. به او گفتم: شما وضع خوبی دارید کسی که عشق امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را در دل دارد و هر شب چهارشنبه به مسجد مقدس جمکران میرود از او مدد بگیر و صاحب خانه شو، همه کاره خداست، تمام کلیدها و خزانه های خدا به دست امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

به فکر فرو رفت. هفتۀ بعد او را دیدم گفت: روی حرف تو فکر کردم دیدم واقعاً همین است، و این هفته به آقا عرض کردم و انشاءاللّه برای این درخواست توسل می برم به آقا و ایشان را به اجداد و طفل های جدّش قسم میدهم و از دامن پُر فیض او دست بر نمی دارم. خلاصه او گفت: هر شب چهارشنبه به مسجد مقدس جمکران مشرّف می شدم و بعد از نماز همین را درخواست می کردم، شبهای دیگر نماز آقا را زیر آسمان می خواندم، روزها را با ذکر یا صاحب الزّمان (عجل الله تعالی فرجک الشریف) ادرکنی به شام میرساندم و هر روز بیشتر از روز گذشته عشقم به امامم بیشتر می شد و امیدوارتر می شدم.

پس از دو سال یک شب، خوابِ پدرِ مرحومم را دیدم. از او سؤال کردم به این خواسته میرسم؟ ایشان فرمود: بر اثر این توسلات به زودی به حاجتت خواهی رسید توسلات را قطع نکن و به زیارت مرحوم علامه مجلسی هم برو و از او بخواه برایت دعا کند. چنین کردم پس از یک ماه در عالم خواب خدمت سیّد بزرگواری که در آن عالم رؤیا او را می شناختم، ولی بعد از خواب نمی شناختم شرفیاب شدم. ایشان سندی به من دادند و فرمودند: تعهدات و صحبتهایی که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه