- مقدمه ناشر 1
- حکمت معیّن نبودن وقت ظهور 4
- تعیین وقت ظهور 5
- ظهور اصغر 7
- عوامل زمینه سازی حکومت جهانی 7
- ظرفیت کلّی برای ظهور 8
- سنّ حضرت علیه السلام هنگام ظهور 9
- خصوصیات جسمی امام زمان علیه السلام هنگام ظهور 10
- اشاره 11
- 1 - عنصر ناگهانی و غفلت دشمنان 11
- عنایت الهی در جهت پیروزی 11
- 3 - جذب تمام مسلمین 12
- 2 - ایجاد رعب و وحشت 12
- 4 - تأیید از جانب ملائکه 13
- اولین عمل هنگام ظهور 14
- اوّلین بیعت کننده 15
- غلبه بر جهان با یاران اندک 18
- محدوده اعجاز هنگام ظهور 19
- قیام با شمشیر!! 21
- وقت کشتارها 26
- چرا استفاده از زور!؟ 30
- کشتار مسلمین!! 32
- جنگ با اعراب!! 34
- شدت برخورد با اعراب!! 35
- وظایف حضرت عیسی علیه السلام بعد از نزول از آسمان 37
- منجی و رهبر در حکومت عدل توحیدی 38
- توضیح 38
- ادلّه احتمال سوم 40
- دلیل احتمال دوم 40
- زندگی حضرت عیسی علیه السلام بعد از نزول 41
- اشاره 42
- قومیّت اصحاب امام زمان علیه السلام 46
- عرب در میان اصحاب حضرت علیه السلام 47
- وجود زن در میان اصحاب حضرت علیه السلام 48
- زن از خواص یاران حضرت علیه السلام 48
- چگونه از یاران حضرت باشیم 49
- کیفیت بیعت با حضرت علیه السلام 50
- افراد بیعت کننده 51
- اصولی که بر آن پیمان می بندد 51
- شجاعت اصحاب حضرت علیه السلام 52
- 2 - یقین و استقامت 53
- 1 - اخلاص 53
- توضیح 53
- ویژگی های اصحاب حضرت مهدی علیه السلام 53
- تسخیر جهان با افرادی اندک 54
- 5 - برخورداری از تأیید الهی 54
- 4 - شیران روز و زاهدان شب 54
- وزیران دولت حضرت مهدی علیه السلام 55
- یارانی از مشرق زمین 56
1- 47. کنز العمال، ج 1، ص 589.
2- 48. کمال الدین، ج 1، ص 318، باب 30، ح 5.
3- 49. الغیبه، نعمانی، ص 164.
می دهد یعنی همان گسترش حکومت عدل جهانی در سطح کره روی زمین اقتضای چنین قتل و کشتاری گر چه در حدّی محدود را دارد، زیرا با قیام حضرت هرگز ستمگران ساکت نخواهند بود، ولی این کشتارها را در مقابل قیام ها و نهضت های دیگر که ملاحظه می کنیم چندان قابل توجه نیست.
چرا استفاده از زور!؟
از کارهای حتمی امام موعودعلیه السلام جنگی تمام عیار با تمام انسان های خون آشام است. در مسأله جنگ ممکن است چنین انگاشته شود که هدایت انسان و ساختن جامعه بشری با دعوت اخلاقی و تربیت درست، امکان پذیر است و نیازی به خونریزی و جنگ نیست؟
ولی در توجیه این احتمال می گوییم: مطالعه تاریخ بشری - از روزی که تاریخی بر جای مانده است - به خوبی این واقعیت را آشکار می سازد که موانع راه رشد و تکامل انسان جز با قدرت و خونریزی از سر راه برداشته نمی شود، و تعالیم اخلاقی و اصول تربیتی هر چند تأثیرهای ژرف و گسترده داشته است لیکن این تأثیرها در برخی از افراد نجیب انسانی بوده است، و در طبقه سلطه طلب و دنیادار و استثمارگر که منابع اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعه ها را در دست داشته و دارند، یا هیچ تأثیری نداشته و یا تأثیر آن تحوّل آفرین و دگرگون ساز نبوده است. برای تربیت و هدایت آنان باید عامل دیگری به کار می رفته است تا سدّ راه انسان ها نگردند و راه رشد را بر توده ها نبندند، تا همگان بتوانند بی هیچ گونه مانعی به راه رشد خویش ادامه دهند. از این رو